قلبمراعاشقچشمانشکردم

قلبم‌را‌عاشق‌ِچشمانش‌کردم
چشمان‌ِقلبم‌را‌به‌در‌دوختم
خواهم‌که‌باز‌آیی‌کنارم
روشن‌کنی‌شب‌های‌تارم
بی‌تو‌من‌کس‌ندارم
بیا‌دگر‌که‌بی‌قرارم
دور‌از‌تو‌امیدی‌ندارم
دیدگاه ها (۳)

آفتابا‌چه‌سبب؟ این‌همه‌راه‌آمده‌ای‌‌که‌به‌این‌خاک‌غریبی‌برسی...

درد‌،درد‌استدرد‌داردمانند‌چشمانِ‌گریانِ‌مادرمانند‌دست‌های‌خس...

هزار‌سال‌میان‌ِجنگلِ‌ستاره‌ها،پی‌ِتو‌گشتمستاره‌ای‌نگفت‌که‌از...

برگرداین‌بی‌جان‌به‌تو‌جان‌داده‌استاین‌بی‌روح‌به‌تو‌روح‌داده‌...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

نم نم باران شعاع ِچشـــــم تارم را گرفت چشم وا کردم، غمت دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط