#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_14

نگاه بدی بهم انداخت

- من از دست تو چیکار کنم؟
بچه تو نمی‌تونی سالم زندگی کنی؟

از لای دندونای چفت شدش غرید
- کثافت از این چتا میباره

وا
چرا آدمو خجالت زده می‌کنه؟!

اینم اثرات جوونی بود دیگه...

حوصلم سر می‌ره میشینم ملتو ایسگا می‌کنم

پشت چشمی نازک کردم

- استاد میشه گوشیمو بدین؟!

گوشیو توی جیبش انداخت

و تخس سری به نشونه‌ی منفی تکون داد

- خیر، نمیدم!

دیگه داشت زیادی دستشو تو ناموسای من فرو میبرد

انبار باروتی بودم که هر آن میترکه..

دستمو به کمرم زدم

مثل خودش با حرص گفتم
- استاد میفهمید دارید چیکار می‌کنید؟
بدین من اون گوشیه لامصبو!
خوبه منم گوشی شما رو بگیرم بهتون ندم؟!

اهمیتی به جلز ولز کردنام نداد

روی صورتم خم شد

از بالا بهم خیره شد

نیشخندی زد

- گفتم نمیدم
می‌خوای چیکار کنی بچه؟!

انقدر عصبی بودم که متوجه نشدم دارم بهش نزدیک تر میشم

خونم به جوش اومد

دیگه نفهمیدم دارم چیکار می‌کنم با حرص یقشو توی دستم گرفتم..
🫧🦋↜
دیدگاه ها (۰)

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_15به خودم اومدم.من داشتم چیکار...

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_16با ذوق نگاهش می‌کردم که یهوی...

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_13- اینااا چه کوفتیـه؟ این نره...

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_12- نه ، داری وقتمو میگیری زود...

ددی آرتای سئول پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط