#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_13

- اینااا چه کوفتیـه؟ این نره خر کیه؟

از صدای دادش حس کردم شلوار لازم شدم

زشت بود با شلوار خیس راه برم نه؟

کدوم گندمو دیده بود؟
بزنم به تخته یکی دوتا نبود که.

از شرق تا غرب گند پشت گند داشتم.

این یه ذره شرفیم که واسم مونده بود با من خداحافظی کرد!

اه عزیزم، شرف خوشگلم؛ نتونستم ازت مراقبت کنم!

لبخندی کج و کوله ای زدم

یا خجالت گفتم
- چی رو میگید استاد؟

گوشیو جلوم گرفت
با دیدن چتا توی دلم لعنتی به سحر فرستادم

برای بار دوم منو تو هچل انداخته بود

ای میمون شی، بشینی موزتو بخوری منو بدبخت نکنی

وقتش بود‌ باهاش بهم بزنم تا رفاقت باهاش بیشتر از این منو به جهنم نفرستاده..

گوشه ابرومو با گیجی خاروندم

و سعی کردم خودمو مظلوم جلوه بدم

- اینارو میگید؟
خب .. خب چطور بگم رفته بودم دوس‌ت پ‌سر دوستمو امتحان کنم
ناکس درجا پا داد من چیکارم استاد؟
مردای این زمونه وفا ندارن، لامصبا به هیچکی نه نمیگن

نفسی از سر حرص کشید

و چشماشو ریز کرد

- کم مونده از پشت گوشی به پسره تـ . ـج‌ـا . وز کنی این چه طور امتحان کردنیه؟

مشخصه کل چتارو خونده..

راست می‌گفت

پسره جلوم بود جدی جدی عملیش میکردم..

کم مونده بود بخورمش

حالا استاد چرا به جلز و ولز افتاده بود؟

بابا غیررررتی..

جون توام بخوریم یه دور!

شونه‌ای بالا انداختم

- استاد بیخیال اینقد سخت نگیر تهش بلاکش کردم
حتی الان یادم رفته بودش، شما گفتید یادم افتاد.
🫧🦋↜
دیدگاه ها (۰)

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_12- نه ، داری وقتمو میگیری زود...

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_11یعنی الان میگفت رگـ‌تـو با پ...

دوراهی عشق و نفرت p¹⁰جونگکوک:میخواست در بره که مچ دستشو گرفت...

PAIN. part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط