عشق را کنار تیرک راه بند. تازیانه می زنند

عشق را کنار تیرک راه بند. تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
آنکه به در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دیدگاه ها (۰)

ببخش ای دل که با غم ها تورا غم پررورت کردم شکستم بال پروازت ...

قفس بشکن که بیزارم از اب و دانه در زندان خوشا پرواز ما حتی ...

سرد و سنگین و بی سرو سامان وسیاه میکشم بر سر دوشم نه سری نه ...

خداحافظ ای چشمه های قشنگ خداحافظ ای اسب و زین و تفنگ خداحافظ...

روزگار غریبیست نازنین آن که بر در میکوبد شباهنگامبه کشتن چرا...

❤️‍🩹... می خواهمت !!!همین جا ، تویِ این اتاق ، روبرویِ خودم ...

۰۰۰۰۲ | چراغ صبح آغاز مهر در خانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط