"همیشه سیگار کشیدنت ناراحتم میکرد. راستش و بخوای بیشتر ا
"همیشه سیگار کشیدنت ناراحتم میکرد. راستش و بخوای بیشتر از رویِ حسادتم بود. نه که بخوام مثلِ شاعرها و نویسندهها بگم چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد، نه بابا.
حسادت میکردم چون میدونستم آدمها وقتی سیگاری میشن که خیلی غصه داشته باشن. و غصه داشتن میتونه از نداشتنِ یه آدم به وجود بیاد. من که کنارت بودم، پس اونی که غصهش و میخوردی، من نبودم... ."
حسادت میکردم چون میدونستم آدمها وقتی سیگاری میشن که خیلی غصه داشته باشن. و غصه داشتن میتونه از نداشتنِ یه آدم به وجود بیاد. من که کنارت بودم، پس اونی که غصهش و میخوردی، من نبودم... ."
- ۵۰۸
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط