My lovely neighbor part : 40
⊱⋅—————⋅ 𔘓 ⋅—————⋅⊰
سانتا کروز : شهرستان سانتا كروز نام یک شهرستان در ایالت کالیفرنیا در آمریکا است و بخشداری آن سانتا کروز است
تفریحگاه ساحلی : تفریحگاه ساحلی یک پارک تفریحی ساحلی کلاسیک هست که در کنار ساحل اصلی سانتا كروز واقع شده و در سال 1907 با عنوان جزیره کانوی ساحل غربی ساخته شده و دارای دو نشانه ی ملی تاریخی است ترن هوایی جاینت دیپر غول پیکر و چرخ و فلک لووف در این پارک کلاسیک بیش از 40 سواری و سرگرمی جذاب و هیجان انگیز هست
⊱⋅—————⋅ 𔘓 ⋅—————⋅⊰
_ من چندین سال بود که اینجا نیومده بودم تو چی؟
+ از وقتی که به نوجوون بودم
_ بابام از این که من و تهیانگ رو اینجا بیاره خوشش می اومد خیلی از بهترین خاطرات بچگی ام اینجا اتفاق افتادن
+ چی باعث شد تا منو اینجا بیاری؟
_ دقیق نمیدونم فقط میدونم که دوست داشتم با تو بیام اینجا
اعتراف صادقانه اش باعث بال زدن پروانه ها شد
وقتی که به جای پارک پیدا کردیم من با خودم عهد کردم که هر چی اتفاق افتاد رو نادیده بگیرم و به اون احساسی که قبلش داشتم برگردم.
اون پرسید : _ اول میخوای چکار کنی؟
+ خب میخوام اول اشتهام رو برگردونم
_ پس بریم غذا بگیریم
تهیونگ گذاشت تا من رستوران رو انتخاب کنم و من یکی از رستورانهای کوچیک تفریح گاه رو انتخاب کردم
همون طور که تهیونگ برای خودش پیتزا سفارش میداد منم به کورن داگه بزرگ که روی یه تیکه چوب بود و قیافهی تح**ریک کننده ای داشت سفارش دادم فرشته های انح**راف باید بهم بخندن چون حتی وسط سر اون چیز به خط هم بود این مطمئنن بهترین انتخاب برای امروز نبود چون باعث بیشتر شدن جو س**ک**سی میشد که اطراف ما موج میزد
بعد از این که غذامون رو تا به نیمکت با چشم انداز اقیانوس آرام بردیم من از این که اونو بزارم تو دهنم اون هم در حالی که تهیونگ داره تماشام میکنه مردد بود این به نظر اشتباه میاومد کاریه که شده چلسی
من با خنده گفتم :
+ نمیدونم باید لی**سش بزنم یا گازش بزنم.
_ بین اون همه چیزی که میتونستی انتخاب کنی، باید به آ**ل**ت برمی داشتی؟
+ احتمالا این فقط سر من میاد میخوای به جای دیگه رو نگاه کنی یا یه همچین چیزی تا من بتونم ازش به گاز بزنم؟
_ هیچ راه مزخرفی نداره من دوست دارم همین جوری بشینم
+ جدی میگم امروز تبدیل به یکی از عجیب ترین روزهای زندگیم شده
اون به شوخی گفت :
_ داری درباره ی چی حرف میزنی؟
+ بازم به خاطر وانمود کردنت تو برگر فروشی ممنونم
اون کاملا صادقانه گفت :
_ همهی لذتش مال من بود
+ این باعث شد تا من بفهمم که به جای این که جلوی جونگکوک کار احمقانه ای بکنم بهش چیره هم بشم با این که این واقعیت نیست ولی اون باور کرد که من خوشحالم و به زندگیم ادامه دادم و این بهترین سناریوی ممکن بود
همون طور که تهیونگ به من خیره بود و اجازه داده بود تا پیتزاش سرد بشه من با چشم هایی که برق میزدن گفتم :
+ تو داستان رو تغییر دادی
و اون با نیشخند گفت :
_ آره فکر کنم
+ جدی میگم این میتونست به روز داغون باشه من میتونستم خودم رو جلوشون خوار و ذلیل کنم و کلمات رو گم کنم ولی به جاش من با هیچ کدوم از این چیزها سروکله نزدم و الان توی یه پارک تفریحی هستم
اون با بدجنسی اضافه کرد :
_ و داری به آ**ل**ت میخوری
+ مثل این؟
و وقتی که من به طور اغراق آمیزی زبونم رو روی سر ش**هو**تناک کورن داگم کشیدم تهیونگ روش رو کرد اون ور
_ باشه...امممم....لعنتی...این زیادی بود
+ متاسفم
اون گفت :
_ دهنت سرویس تو به ه**ر**زه ی اهریمنی هستی
و خندید
لعنتی
وقتی که من پایین رو نگاه کردم آلتش تح**ری**ک شده بود
+ خیلی طول نکشید ها؟
_ نه حداقل نه امروز
من کورن داگم رو به سمت اون گرفتم و گفتم :
+ هی کورن داگ ، با هورن داگ آشنا شو
اون پیتزاش رو بهم داد کورن داگ رو گرفت و خوردش
بعد از ناهار ما راه رفتیم و به پارک تفریحی رسیدیم و من تلاش میکردم تا به اون احساسات س**ک**سی که تو ماشین در رابطه با هم داشتیم فکر نکنم ما همه بازیهایی که نیاز به ارتفاع نداشت رو امتحان کردیم چون من نمیتونستم باهاش کنار بیام
سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت هدیه من به عزیزان گلم لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا 😉🌹
سانتا کروز : شهرستان سانتا كروز نام یک شهرستان در ایالت کالیفرنیا در آمریکا است و بخشداری آن سانتا کروز است
تفریحگاه ساحلی : تفریحگاه ساحلی یک پارک تفریحی ساحلی کلاسیک هست که در کنار ساحل اصلی سانتا كروز واقع شده و در سال 1907 با عنوان جزیره کانوی ساحل غربی ساخته شده و دارای دو نشانه ی ملی تاریخی است ترن هوایی جاینت دیپر غول پیکر و چرخ و فلک لووف در این پارک کلاسیک بیش از 40 سواری و سرگرمی جذاب و هیجان انگیز هست
⊱⋅—————⋅ 𔘓 ⋅—————⋅⊰
_ من چندین سال بود که اینجا نیومده بودم تو چی؟
+ از وقتی که به نوجوون بودم
_ بابام از این که من و تهیانگ رو اینجا بیاره خوشش می اومد خیلی از بهترین خاطرات بچگی ام اینجا اتفاق افتادن
+ چی باعث شد تا منو اینجا بیاری؟
_ دقیق نمیدونم فقط میدونم که دوست داشتم با تو بیام اینجا
اعتراف صادقانه اش باعث بال زدن پروانه ها شد
وقتی که به جای پارک پیدا کردیم من با خودم عهد کردم که هر چی اتفاق افتاد رو نادیده بگیرم و به اون احساسی که قبلش داشتم برگردم.
اون پرسید : _ اول میخوای چکار کنی؟
+ خب میخوام اول اشتهام رو برگردونم
_ پس بریم غذا بگیریم
تهیونگ گذاشت تا من رستوران رو انتخاب کنم و من یکی از رستورانهای کوچیک تفریح گاه رو انتخاب کردم
همون طور که تهیونگ برای خودش پیتزا سفارش میداد منم به کورن داگه بزرگ که روی یه تیکه چوب بود و قیافهی تح**ریک کننده ای داشت سفارش دادم فرشته های انح**راف باید بهم بخندن چون حتی وسط سر اون چیز به خط هم بود این مطمئنن بهترین انتخاب برای امروز نبود چون باعث بیشتر شدن جو س**ک**سی میشد که اطراف ما موج میزد
بعد از این که غذامون رو تا به نیمکت با چشم انداز اقیانوس آرام بردیم من از این که اونو بزارم تو دهنم اون هم در حالی که تهیونگ داره تماشام میکنه مردد بود این به نظر اشتباه میاومد کاریه که شده چلسی
من با خنده گفتم :
+ نمیدونم باید لی**سش بزنم یا گازش بزنم.
_ بین اون همه چیزی که میتونستی انتخاب کنی، باید به آ**ل**ت برمی داشتی؟
+ احتمالا این فقط سر من میاد میخوای به جای دیگه رو نگاه کنی یا یه همچین چیزی تا من بتونم ازش به گاز بزنم؟
_ هیچ راه مزخرفی نداره من دوست دارم همین جوری بشینم
+ جدی میگم امروز تبدیل به یکی از عجیب ترین روزهای زندگیم شده
اون به شوخی گفت :
_ داری درباره ی چی حرف میزنی؟
+ بازم به خاطر وانمود کردنت تو برگر فروشی ممنونم
اون کاملا صادقانه گفت :
_ همهی لذتش مال من بود
+ این باعث شد تا من بفهمم که به جای این که جلوی جونگکوک کار احمقانه ای بکنم بهش چیره هم بشم با این که این واقعیت نیست ولی اون باور کرد که من خوشحالم و به زندگیم ادامه دادم و این بهترین سناریوی ممکن بود
همون طور که تهیونگ به من خیره بود و اجازه داده بود تا پیتزاش سرد بشه من با چشم هایی که برق میزدن گفتم :
+ تو داستان رو تغییر دادی
و اون با نیشخند گفت :
_ آره فکر کنم
+ جدی میگم این میتونست به روز داغون باشه من میتونستم خودم رو جلوشون خوار و ذلیل کنم و کلمات رو گم کنم ولی به جاش من با هیچ کدوم از این چیزها سروکله نزدم و الان توی یه پارک تفریحی هستم
اون با بدجنسی اضافه کرد :
_ و داری به آ**ل**ت میخوری
+ مثل این؟
و وقتی که من به طور اغراق آمیزی زبونم رو روی سر ش**هو**تناک کورن داگم کشیدم تهیونگ روش رو کرد اون ور
_ باشه...امممم....لعنتی...این زیادی بود
+ متاسفم
اون گفت :
_ دهنت سرویس تو به ه**ر**زه ی اهریمنی هستی
و خندید
لعنتی
وقتی که من پایین رو نگاه کردم آلتش تح**ری**ک شده بود
+ خیلی طول نکشید ها؟
_ نه حداقل نه امروز
من کورن داگم رو به سمت اون گرفتم و گفتم :
+ هی کورن داگ ، با هورن داگ آشنا شو
اون پیتزاش رو بهم داد کورن داگ رو گرفت و خوردش
بعد از ناهار ما راه رفتیم و به پارک تفریحی رسیدیم و من تلاش میکردم تا به اون احساسات س**ک**سی که تو ماشین در رابطه با هم داشتیم فکر نکنم ما همه بازیهایی که نیاز به ارتفاع نداشت رو امتحان کردیم چون من نمیتونستم باهاش کنار بیام
سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت هدیه من به عزیزان گلم لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا 😉🌹
- ۸۱۳
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط