کپشن مهمه🎀🤭

کپشن مهمه🎀🤭

عروسک من😈🔞

پارت بیست و یک

میخواستم دستمو عقب بکشم که کشیده شدم
و بهم نزدیک شدیم

یهو ماشین به طرف چپ رفت که ل.بام محکم کوبی.ده شد روی لب.اش

چشمام از این حرکت ناگهان گرد شد میخواستم
عقب بکشم که گردنمو گرفت و

عمیق م.ک میزد مشتامو نثار سینه اش میکردم
که عقب کشید

پشت دستمو به لبم کشیدم

+ایششش چندشش

با این حرفم روم خم شد که دوتا دستامو روی سینه
اش گذاشتم

+میشه بری عقب

-نچ نشد خانومم اگه یه بوس روی گونه ام نزنی

پوفی کشیدم و لب برچیدم

+چیزی که به اجبار باشه رو انجام نمیدم آقای
نیکولای ولکوف

قهقه ای زد و بیشتر روم خم شد

-بوسه رو بده تا دست دست از سرت بردارم

کلافه لبامو غنچه کردم و میخواستم
گونه اشو ببوسیم که لباشو گذاشت رو لبم و دوباره

با لبخند پیروزمندانه ای عقب کشید و دستشو
به لبش کشید

لبم خون میومد

+وحشی

-ببین دوباره که خودت لبامو بوسیدی

پوفی کشیدم تو چشماش خیره شدم

+نه لب تورو نبوسیدم تو مجبورم کردی

-هر چی تو بوسیدی لبامو

با حرص نگاهمو ازش گرفتم تحمل کردن خیلی
سخته اووووف

رسیدیم تو یه حیات که استخرش چشمک میزد

#رمان #عاشقانه #مافیایی

بهبه یه روند ب.وس.ـه توی استخررررر اوووف🤣🎀
دیدگاه ها (۳)

این پایین رو ببین🤭🎀عروسک من😈🔞پارت بیست دو از ماشین پیاده شدم...

کپشن مهمههه گل گلیاا🎀🐥عروسک من😈🔞پارت بیستچسبیدم بهش و ترسیده...

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

کپشن رو ببین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط