کپشن مهمههه🐥🎀

کپشن مهمههه🐥🎀

عروسک من😈🔞

پارت نوزدهم

"فرشته"

موهای موج دارمو شانه کشیدم که نیکولای اومد
تو اتاق

پشت سرم قرار گرفت و کمرمو گرفت کشید سمت خودش

-محشر شدی

خودمونو تو آینه نگاه کردم

+الان میخوای تشکر کنم

از تو جیبش یه جعبه مشکی بیرون اورد
بازش کرد با دیدن حلقه که الماس بزرگی روش بود

دست ظریفمو توی دستش گرفت با اون نزدیکی
حلقه رو رو تو دستم کرد و روی شونه برهنه امو بوسید

دستی به گردنبندی که داده بود کشید

-عروسک منی فرشته نازم

+ازت متنفرم میتونستی یجور دیگه بهم نزدیک
بشی نه با پیشنهاد پول

بهم نزدیک بشی

-دیدم بابات یه ادم بدرد نخوره گفتم با
پول عروسکمو بهم میده

اینو بدون فرشته تو جز من کسیو نداری

+حاظرم بی کَس باشم ولی پیش یه روانی نمونم

عصبی خندید و دستشو روی گردنم کشید

به پایین که با چشمای خمارش تو اینه رو بدنم

+خودت خوب میدونی یه روانی هستی ولم کن

-نمیتونم عروسک این اندامت هوش از سرم میپرونه

یهو سرهان اومد داخل

که نیک عصبی چشماشو باز و بسته کرد

-عههه باز شما دوتا تو اتاق خلوت کردین
جت شخصی اماده است

نیک دستمو گرفت منم کیف سفید کوچولومو‌ دستم
گرفتم دارم به نقشه ام نزدیک میشم

سوار ماشین شدم و نیک هم کنارم نشست همه
ماشین ها مشکی بود

نیک گوشی جلوم گرفت یه آیفون 17 سفید

-بگیرش

گرفتم دستم

+نیازی نبود

نگاه چشماش کردم که دستمو نوازش کرد

-نیاز بودش عروسک

از اینکه لقب عروسک روم گذاشته بود قفرم در میومد اوووف

رسیدیم

^^^

روی صندلی نشستم که نیک کمر بند رو دور تنم بست
اونم نشست

از ارتفاع متنفر بودم

میخواستیم بریم تو آسمونا که دست نیک رو سفت گرفتم

-خوبی عروسکم

+نه از ارتفاع ترس دارم

دستشو کنار کشید و با لبخند کجی لب زد

-باید به ترست غلبه کنی

#رمان #عاشقانه #مافیایی

اصلا نمیتونم از پارتای بعد بعدش بگمم🤭😂
دیدگاه ها (۹)

این پایینو ببین🤣🎀عروسک من😈🔞پارت هجدهم دستامو روی سپر سینه ا...

کپشنِ مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت هفدهم رفتیم تو پذیرایی سرهان نشس...

کپشن مهمهههه🎀😂عروسک من😈🔞پارت پانزدهم بازومو ول کرد برگشتیم س...

کپشنن مهمهه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت شانزدهماسلحه بود یهو نیک اومد تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط