پارت۲

پارت۲
پرورشگاه
orphanage


همه هم اتاقیاشم دارن میخندن
ا.ت:میتونم بگم تقریبا بدن همه بچه ها رو دیدم
لی :خب دیگه خندیدیم جریمه شما چیه
ا.ت:سه روز نرید حموم
سویون و رو وون:چییییی
رو وون:سه روز
سویون:گوه خوردم نههه
لی:میخواستی نخوری
ا.ت:تا شما باشید و از این کارا نکنید
این خیلی خوبه که من تا دو هفته شد نرفتم حموم
ولی حالم از خودم بهم میخورد با اینکه خوش بو بودم ولی بازم
لی:خب برید بیرون کلی کار دارم ا.ت توام حواست باشه نرن حموم
ا.ت:چشم لی لی جون
از اتاقش رفتیم بیرون
و وارد اتاق خودمون شدیم
رو وون:تو که نمیزاری ما سه روز نریم حموم مگه نه
ا.ت:کی گفته
سویون:ا.ت تروخداا
ا.ت:حالا چون اسرار میکنید فکرامو میکنم
رو وون:میدونی که عاشقتیم
سویون:من بیشتر عاشقتم
رو وون:نه من بیشتر
سویون:نه من بیشتر
این بحث ادامه داشت تا اینکه چو یونگ گفت
چو یونگ:اصلا من عاشقشم ول‌کنید دیگه
ا.ت:منم عاشقتم پسرم
رو وون:چو یونگ چون عاشقته مراقب باش شب لختت نکنه
چو یونگ:چی قضیه چیه
رو وون:بچه تر که بود هر شب یه نفرو لخت میکرده
سویون:شاید الانم میکنه و صداش در نمیاد
ا.ت:ممکنه
شاید امشب یکی از شماها باشید
چو یونگ:من که شب نمیخوابم
ا.ت:بریم وقته شامه
رو وون:خیلی گشنمه
سویون:چند دیقه پیش یه سبد بزرگ‌میوه خوردی
رو وون:میوه که غذا نیست
ا.ت:چقد حرف میزنید
غذاهامونو گرفتیم نشستیم رو یه صندلی
ده دیقه بعد  یکی داد زد گفت
مسئول غذا:بچه ها میوه کم اومده کسایی که دوتا یا بیشتر برداشتن با کسایی که ندارن تقسیم‌کنن
من و چو و سویون نگاه کردیم به رو وون که داشت مثل گاو غذاشو میخورد و به رویه خودش نمیاورد
چو:دلم میخواد لوش بدم
غذا پرید گلوی رو وون
ا.ت:نه‌ گناه داره تو ببخشش
چو:فقط به خاطر تو نونا
رو وون هی داشت سرفه میکرد
ا.ت:خب‌یکی‌بهش آب بده
سویون بهش اب داد
آبو خورد دیگه ساکت شدیم غذا که تموم شد رفتیم سمت اتاقمون
پریدم رو تختم ساعت هشت بود دلم میخواست یه کاری کنم
بچه ها گرفتن خوابیدن
من خوابم نبرد رفتم تو حیاط
نشستم کنار حوض
از تو حوض‌ماهو نگاه کردم تو فکر بودم
یعنی اینقدر بدم که بابام حتی نخواست یک سال منو نگه داره
موندم کسی جلوشو خواسته بگیره یا همه نظرشون همین بوده
بغض‌کردم داشت اشکام همینجوری میریخت
که خانم لی اومد
.
.
.
#فیک_کوک #فیک_اسمات #فیک_جیمین
#فیک_بی تی اس #فیک_تهیونگ #فیک_جین #فیک_نامجون
#فیک_جیهوپ #فیک_شوگا #فیک_تهکوک #فیک_نامجین #فیک_یونمین #بی تی اس
#کره_جنوبی #کیپاپ
دیدگاه ها (۰)

پارت۳پرورشگاهorphanageلی:چیشده دختر جون دوباره داری خودتو اذ...

شمام وقتی خندشو میبینید ناخوداگاه لبخند میاد رو لبتون؟یا فقط...

پارت۱پرورشگاهorphanageویو کوکدلم میخواست تو خونه تنها باشم ....

سم mha

P6سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط