پارت ۱۳: خانه‌یِ امن

پارت ۱۳: خانه‌یِ امن
جونگ‌کوک، تهیونگ را به خانه‌یِ پدری‌اش برد. خانه‌یِ بزرگ و گرمی که بویِ دارو و آرامش می‌داد. دکتر جئون، پدرِ جونگ‌کوک، با دیدنِ حالِ تهیونگ، بلافاصله او را معاینه کرد.

تست‌ها و آزمایش‌هایِ فراوان انجام شد. تهیونگ در تختِ راحتِ اتاقِ مهمان دراز کشیده بود و جونگ‌کوک کنارش نشسته بود. خاطراتِ گذشته در ذهنش مرور می‌شد. دوستیِ کودکی، دعوا، جدایی، و حالا دوباره پیدا شدن.

بعد از چند ساعت، دکتر جئون با چهره‌ای جدی واردِ اتاق شد.

«تهیونگ، پسرم… وضعیتت وخیمه. سرطانِ خون داری. باید فوراً درمان رو شروع کنیم.»

تهیونگ با شنیدنِ کلمه «سرطان» احساسِ سرگیجه کرد. انگار که تمامِ اتفاقاتِ این چند سال، او را به این نقطه رسانده بود.

«ولی… مادربزرگم… اون…»

جونگ‌کوک دستِ تهیونگ را گرفت. «نگرانِ مادربزرگت نباش. اون حالا در جایِ بهتریه. ما اینجا هستیم که کمکت کنیم.»

دکتر جئون ادامه داد: «درمان طولانی و سختی در پیش داری.اما با کمکِ جونگ‌کوک و مراقبت‌هایِ ما، شانسِ خوبی برایِ بهبودی داری.»

تهیونگ به چهره‌یِ مهربانِ پدرِ جونگ‌کوک و سپس به چشم‌هایِ مصممِ جونگ‌کوک نگاه کرد. برایِ اولین بار در مدت‌ها، احساسِ امید کرد. شاید… شاید قرار نبود همه چیز تمام شود.
[پایان پارت ۱۳]
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۲: هویتِ فاش شدهتهیونگ به زخمی که روی دستِ مرد بود، خی...

پارت ۱۱: پشتِ بامِ مدرسهتهیونگ با تمامِ توانش، خودش را به پش...

پارت ۴: سنگینیِ حقیقتتهیونگ به سختی پلک زد. تاریِ دیدش کم‌کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط