عضو. ۸ Bts
p 35
داشتم به جیمین. چیزایی که از ات شنیدم رو میگفتم که گوشیم زنگ خورد. شماره برای بیمارستان بود جواب دادن که. یکی از پشت تلفون گفت ات بیمارستان
با سریع ترین حالت ممکن. رفتم به بیمارستان
انقدر نگران بودم که نفهمیدم کی. رسیدم
ات با بدن زخمی روی تخت افتاده سریع رفتم سمتش و. پاهام شل شد و افتادم
پرستار اومد
پرستار: شما هم راه ایشونید؟
کوک: ب..ب..بله
پرستار :بد جور تصادف کرده و بدنش زجمی شده ² تا از دنده هاش شکسته و توی بدن فرو رفته و سریع باید عمل بشن لطفا اینجا رو امضا کنیدش
کوک: بله
فرمو پر. کردم و بردنش اتاق. عمل بعد از ²⁷ ساعت از اتاق عمل اومدت بیرون
کوک: چی شد؟
پرستار : عمل موفق امیز بود. و باید. بستری بشن تا دنده هاشون کامل جوش بخورن
کوک: بله .
بردنش ایسیو و من از پشت شیشه داشتم جون میدادم
وقت ملاقات. ساعت ⁹صبح و ⁹شب بود. . الان ساعت
⁸:⁴⁷ مین بود رفتم روی. صندلی نشستم و به. جای نامعلوم زل زده بودم
داشتم به جیمین. چیزایی که از ات شنیدم رو میگفتم که گوشیم زنگ خورد. شماره برای بیمارستان بود جواب دادن که. یکی از پشت تلفون گفت ات بیمارستان
با سریع ترین حالت ممکن. رفتم به بیمارستان
انقدر نگران بودم که نفهمیدم کی. رسیدم
ات با بدن زخمی روی تخت افتاده سریع رفتم سمتش و. پاهام شل شد و افتادم
پرستار اومد
پرستار: شما هم راه ایشونید؟
کوک: ب..ب..بله
پرستار :بد جور تصادف کرده و بدنش زجمی شده ² تا از دنده هاش شکسته و توی بدن فرو رفته و سریع باید عمل بشن لطفا اینجا رو امضا کنیدش
کوک: بله
فرمو پر. کردم و بردنش اتاق. عمل بعد از ²⁷ ساعت از اتاق عمل اومدت بیرون
کوک: چی شد؟
پرستار : عمل موفق امیز بود. و باید. بستری بشن تا دنده هاشون کامل جوش بخورن
کوک: بله .
بردنش ایسیو و من از پشت شیشه داشتم جون میدادم
وقت ملاقات. ساعت ⁹صبح و ⁹شب بود. . الان ساعت
⁸:⁴⁷ مین بود رفتم روی. صندلی نشستم و به. جای نامعلوم زل زده بودم
- ۱.۵k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط