شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه این

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجوری بی. انگیزه باشین چه جوری. بهشو. بیاددد؟؟؟[یکم داد] که.....




با داد هیونگ صدای نازکی اومد اولش. فک کردم خیالاتی. شدم ولی نگاه های. تعجب. امینز. بقیه رو دیدم و دنبالشون کردم .....




اون.......... اون. ....... ات بود

ویو. ات: اروم اروم چشمامو باز کردم حس دردی که توی سینم داشتم بیدار. شدم و. با صدای. بچه ها هوش یار. شدم اول نای تکون خوردن نداشتم ولی من کسی نبودم که دست بکشه تام قدردتمو جمع. کرد و از تخت بلند شدم. پاهام. جونی نداشتن. ولی بازم سر پا وایسادم
با داد هیونگ. ترسیدم. و. رفتم پشت. در و اروم راوم رفتم سمت میز. پشت. سر کوک وایسادم همه سراشون پایین بودن و متوجه ی. حضور من نشدن که صدام اروم در اوردم
ات: چرا از من مراقبت کنید؟ 😊
همه یه چند ثانیه ای. بهم. زل. زده بودن و توی. این چند ثانیه کوک هم تعجب کرده بود.
ات: میگم من چقدر دو یا سه روز خواب. بودم منو یادتون رفت 🥺
همه باهم هجوم. اوردن و. بغلم کردن
بعد از چند مین دیگه نتونستم روی. پاهام. وایسم. وقتی ازم جدا شدن. افتادم. زمین
جین: ان حالت خوبه
ات: اهوم فقط پاهام جون. ندارن
جیمین: حقم داری ³ ماهی که تحروک نکردی
ات: چییی ³ ماه؟
تهیونگ: اهوم ³ ماه
ات: مگه یکی دو دوز. نیست؟
جهیوپ : خسته نبتشی. روز اجرا ¹¹ مه. بود الان. ¹¹ اوت هست
ات : عهههههه
همه : ارهههههه
همه از رفتارمون خندمون. گرفت و خندیدم
دیدم کوک ساکته
ویو نویسنده :
ات : اممم کوک چیزی شده چرا ساکتی پسر ؟
شوگا: بچه عاشق شده
ات: جدی کی ؟
کوک: یکی.
ات: من میشناسمش ؟
کوک: خیلی خوب میشناسیش
ات: خوب کی انقدر خوش شانسه ؟؟؟
جیهوپ: تو تازه بهوش. اومدی. بیا بریم پیش دکی من زنگ میزنم بیاد معایت کنن
نامجون: جیمین تو اتو بغ_[ نگاه های ترسناک. کوک ] نه کوک تو بغلش کن ببرش
کوک : اهوم
ویو کوک :
براید استایل بغلش کردمو بردمش توی اتاقو. روی تختش گذاشتم خواستم برم که متوجه ی بغض و اشکش. شدم و رفتمی. پش. در وایسادم
صدایی میومد
ویو ات:
از این که کوک عاشق کسی شده. داشت دیونم میکرد درسته ما عاشقش. شدم. وقتی میخنده نگاهم میره روش. خنده هاش منو دیدونه میکنه وقتی. گفتن عاشق. شدن به. زور بغض لعنتی رو قورت دادم. و حرف میزدم
وقتی بغلم میکرد. توی بغلش حس امیت. داشتم چیزی که سال ها ست نداشتم
وقتی. رفت بغضم ترکید و. اروم گریه میکردم و زم زمه میکردم
ات: لعنتی کاش بهش میگفی لعنتی چرا ..... چرا بهش نگفتی. لعنتی درت میکرد بهت از این بود که بپوسی ...... لعنتی لعنتی لعنتی چرا چرا چرا. چرا اینجوری میشد من بیشعور از این کما ی کوفتی اومدم بیرون که بهش اعتراف کنم چی میشد. نمیومدم. دلم صاب. مرده کاش نمومش. میکردی. راه. بودم. چرا. باید باهام اینجوری میکردی ها؟ [گریه اروم ]
ات: لال بمیری چرا باید برمیگشتی ؟ چرا باید. اینجوری میکردی ؟ [ گریه اروم ]
ویو کوک :
همه چیزو شنیدم خواستم برم که بهش اعتراف کنم که دکی در زد
ویو نویسنده :
دکی. اکمد و. ات رو معاینه کرد
دکی : یکم دیگه ورزش کنه خوب میشه و. خیلی. شوجاعی که. برگشت یاونم توی ³ ماه خیلیا سالیان توی کما میمنن و فک کنم یه چیزی توی دلته درسته [ جمله ی اخرو اروم. گفو که فقط ات بشنوه ]
ات: شاید
دکی : من میرم دیگه مراقبش باشید
همه: ممنونم
یکم یکم ات شروع به راه رفتن کرد و. دویدن. بعدش کامل خوب. شد و. وقتی داشت حاضر میشد
همخی. اعضا حرف زد و نزاشتن. کوک حرف بزنه و ات با یه. دل مرده خونهی. هشت نفرو. ترک کرد
ویو نامجون:
بعد از. رفتن ات بقیه هم حاضر شدن تا برن منم قبل از اینکه به کاراگاه زنگ‌ زدم
* مکالمه *
نامجون: سلام اقای نا
اقای نا : سلام جناب کیم
نامجون: خوب چی شد ؟‌
اقا نا: راستش ما هنوز دنبال مجرم هستیم ولی پیدا کردنش. خیلی. سخته
نامجون: : یعنی چی ³ ماهه هنوز پیداش نکردین جن که نیست ابشه تویی. زمین
اقا نا: من معذرت میخوام تمام تلاشمونو میکنیم
نامجون: ممنون
جین: چی شده؟
نامجون : همنوز مرجمو. پیدا نکردن
جین :وسایلتو حاضر کن
نامجون : باشه
بعدداز چند مین. داشتم وسایلمو جمع میکردم که عربده ی کوک اومد
کوک: چیییییی کجا سست [ گریه ]
کوک : باشه الان میام
با عجله. رفتم دنبال صدا که کوک از خونه زد بیرون
نامجون: چی شده؟
جیمین : داشتم باهاش حرف میزنم که گکشیش زنگ خورد. شماره از طرف بیمارستان. بود
تهیونگ : شاید حال مارد بد شده باشه
پند مین صبر کرد
تهیونگ : ولی مادرش که ماه پیش مرخص شد
همه باهام. گفتیم : ات
همه با بدو دنبال ماشینا مون رفتیم و رفیتم به بیمارستانی که قبلا ات بستری بود
ویو کوک :
دیدگاه ها (۴)

عضو. ۸ Bts

bts

bts8

خیلی. ببخشید 😅😅😅 اون یکی. فیک [[عشق پنهان من]] از توی پیجم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط