bts8
[³³]
همه نفس راحتی. کشید و لبخند روی لب همه. اومد و. کوک داشت پرواز میکرد که دکتر گفت .....
..
دکتر : ولی ایشوک به کما رفتن و ..... ممکنه ³ یا ⁵ سال. شایدم بیشتر بهوش بیاد و شایدم اصلا بهشوش نیاد
با حرفش انگار زنده زنده گورم میکردن
دیگه نتونستم نفس. بکشم و .....سیاهی
ویو شوگا :
با حرفای کوک قلبم شکست اون...... اگه اینجوری پیش. بره اون میمیره. از حرفاش از چشمای. پر از اشکش توی اون چشمای تیلهی. مشکیش میشد عشقش به اون. رو دید. زد
بعد ³⁸ ساعت بالاخره دکتر اومد. وقتی گفت اوکیه خوشحال شدیم کوک از همهمون خوش حال تر بود. انگار به اون زندگی. دوباره. دادن
وقتی. گفت توی کماست کوک بیهوش. شد
سریع بردنش،توی،یکی از اتاقا و معاینش کردن گفتن ضعیف شده و بهش. سروم. زدن و رفتن بقیه. رفتن خونه ولی من موتدم پیش کوک بعدداز ⁸ ساعت بهوش. اومد و. سرع. رفتم. سمتش
شوگا: کوک. حالت خوبه؟ وایسا برم. دکی. خبر.کنم
صاروم. سرشو تکون. داد
ویو کوک. :
دکی اومد معاینم کرد و. گفت بعد از سروم. میتونم مرخص. شم
کوک: هیونگ حال ات خوبه؟ چی شد؟
شوگا: هنوز به هوش. نیومده
با حرفش اشکم روی صورتم رقصیدو. پایین اومد
فلش بک. به² روز بعد :
ویو. کوک:
دو روزه که از اتاق عمل. اومده و. توی کماست و منم هیچ جایی نرفتم
دیگه خسته شدم و رفتم پیش دکترش
کوک: ببخشید. خانم. کیم
خانم کیم: بله
کوک: ببخشید میشه ات. رو ببرم خونه؟
خانم کیم : اممممم معاینش کنم بهتون میگم
کوک: ممنونم
خانم کیم: خواهش میکنم
برگشتم توی اتاق و به بقیه. گفتم و همخ باهام موفق. بودن
بعد از چند مین. دکی. اومد و معاینش. کرد و بعدشد گفت میتونید ببریدش
ما هم. بردیمش
توی خوی هشت. نفره بودم و همه هم. بودیم. تا حواصموک به ات باشه
هر شه ساعتی. یکی میرفت پیشش و مراقبش. بودیم
فیلش بک. به. ³ ماه بعد
تویواین. ³ ماه که ات بیهوشه. همه فهمیدن من عاشقش. شدم و اینکه اونو روی تخت بیجون میبینم دلمو میشکست
یکی. یکی میرفیتم و باهاش. لایو میگرفیتم و. باهاش حرف میزدیم و به ارمیا حالشو میگفتیم
قرار شد بعدداز. ³ ماه. یه بار. همه باهم. بشینیم غذا بخوریم
میزو چیدیم و شروع کردیم با غذا بازی کردن هیچ کی. اشتها نداشت و غذا از گلومون. پایین نمیرفت
نامجون: بچه ها. بخورید. اینجوری. وقتی میخواییم از. ات مراقبت کنیم. انرژی داریم
جیهوپ: هیونگ راست میگه باید با انرژی. باشیم .
تهیونگ. : من هیچی از گلومپایین نمیره
کوک: منم همین طور
جیمین : بچه ها به. زور. بخورین مریض. میشین
شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجوری بی. انگیزه باشین چه جوری. بهشو. بیاددد؟؟؟[یکم داد] که.....
همه نفس راحتی. کشید و لبخند روی لب همه. اومد و. کوک داشت پرواز میکرد که دکتر گفت .....
..
دکتر : ولی ایشوک به کما رفتن و ..... ممکنه ³ یا ⁵ سال. شایدم بیشتر بهوش بیاد و شایدم اصلا بهشوش نیاد
با حرفش انگار زنده زنده گورم میکردن
دیگه نتونستم نفس. بکشم و .....سیاهی
ویو شوگا :
با حرفای کوک قلبم شکست اون...... اگه اینجوری پیش. بره اون میمیره. از حرفاش از چشمای. پر از اشکش توی اون چشمای تیلهی. مشکیش میشد عشقش به اون. رو دید. زد
بعد ³⁸ ساعت بالاخره دکتر اومد. وقتی گفت اوکیه خوشحال شدیم کوک از همهمون خوش حال تر بود. انگار به اون زندگی. دوباره. دادن
وقتی. گفت توی کماست کوک بیهوش. شد
سریع بردنش،توی،یکی از اتاقا و معاینش کردن گفتن ضعیف شده و بهش. سروم. زدن و رفتن بقیه. رفتن خونه ولی من موتدم پیش کوک بعدداز ⁸ ساعت بهوش. اومد و. سرع. رفتم. سمتش
شوگا: کوک. حالت خوبه؟ وایسا برم. دکی. خبر.کنم
صاروم. سرشو تکون. داد
ویو کوک. :
دکی اومد معاینم کرد و. گفت بعد از سروم. میتونم مرخص. شم
کوک: هیونگ حال ات خوبه؟ چی شد؟
شوگا: هنوز به هوش. نیومده
با حرفش اشکم روی صورتم رقصیدو. پایین اومد
فلش بک. به² روز بعد :
ویو. کوک:
دو روزه که از اتاق عمل. اومده و. توی کماست و منم هیچ جایی نرفتم
دیگه خسته شدم و رفتم پیش دکترش
کوک: ببخشید. خانم. کیم
خانم کیم: بله
کوک: ببخشید میشه ات. رو ببرم خونه؟
خانم کیم : اممممم معاینش کنم بهتون میگم
کوک: ممنونم
خانم کیم: خواهش میکنم
برگشتم توی اتاق و به بقیه. گفتم و همخ باهام موفق. بودن
بعد از چند مین. دکی. اومد و معاینش. کرد و بعدشد گفت میتونید ببریدش
ما هم. بردیمش
توی خوی هشت. نفره بودم و همه هم. بودیم. تا حواصموک به ات باشه
هر شه ساعتی. یکی میرفت پیشش و مراقبش. بودیم
فیلش بک. به. ³ ماه بعد
تویواین. ³ ماه که ات بیهوشه. همه فهمیدن من عاشقش. شدم و اینکه اونو روی تخت بیجون میبینم دلمو میشکست
یکی. یکی میرفیتم و باهاش. لایو میگرفیتم و. باهاش حرف میزدیم و به ارمیا حالشو میگفتیم
قرار شد بعدداز. ³ ماه. یه بار. همه باهم. بشینیم غذا بخوریم
میزو چیدیم و شروع کردیم با غذا بازی کردن هیچ کی. اشتها نداشت و غذا از گلومون. پایین نمیرفت
نامجون: بچه ها. بخورید. اینجوری. وقتی میخواییم از. ات مراقبت کنیم. انرژی داریم
جیهوپ: هیونگ راست میگه باید با انرژی. باشیم .
تهیونگ. : من هیچی از گلومپایین نمیره
کوک: منم همین طور
جیمین : بچه ها به. زور. بخورین مریض. میشین
شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجوری بی. انگیزه باشین چه جوری. بهشو. بیاددد؟؟؟[یکم داد] که.....
- ۳۸۱
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط