𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

فصل دوم | پارت ۲۸ | آخرین مدرک
جونگ‌کوک پوشه را بست.
ـ «این مدرک کافیه؟»
مرد گفت:
ـ «برای اثبات حقیقت، بله.»
دانیل جلو آمد.
ـ «پس چرا هنوز حس می‌کنم یه چیزی رو نگفتی؟»
مرد سکوت کرد.
سوا به او نگاه کرد.
ـ «چی مونده؟»
مرد آهی کشید.
ـ «اسم کسی که از همه‌چیز خبر داشت.»
لنا پرسید:
ـ «کی؟»
مرد یک کاغذ از داخل پوشه بیرون آورد.
روی آن فقط یک اسم نوشته شده بود.
همه به کاغذ خیره شدند.
جونگ‌کوک چند ثانیه بعد گفت:
ـ «پس تمام این مدت...»
دانیل سرش را پایین انداخت.
ـ «آره.»
سوا آرام پرسید:
ـ «حالا چی می‌شه؟»
جونگ‌کوک مدارک را برداشت.
ـ «حالا دیگه چیزی برای پنهان کردن نداریم.»
مرد گفت:
ـ «این پرونده می‌تونه بسته بشه.»
لنا لبخند کوچکی زد.
ـ «بالاخره.»
اما درست وقتی همه فکر می‌کردند ماجرا تمام شده...
گوشی سوا لرزید.
یک پیام ناشناس.
این بار فقط یک جمله:
«خوبه... حالا نوبت خداحافظیه.»
سوا به صفحه خیره شد.
جونگ‌کوک پرسید:
ـ «کیه؟»
سوا گوشی را بالا آورد.
اما پیام...
خودبه‌خود حذف شد.
و برای اولین بار، هیچ‌کس نمی‌دانست این آخرین هشدار بود...
یا شروع یک ماجرای جدید.
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۹ | یک قدم تا پایانسه روز گذشته بود.بر...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۷ | رو‌به‌رومرد چند قدم جلو آمد.جونگ‌ک...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۶ | شروع واقعینیم ساعت بعد، هر چهار نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط