سناریو ساسونارو
مقصر
پارت ۷
سوناده: من شما ها رو اینجا جمع کردم تا یه مشکل بزرگ رو حل کنیم.......... یکی از نینجاهای ما یعنی ناروتو اوزوماکی ربوده شده ما در اصل نمیدونیم اون کسی که ناروتو رو دزدیده کیه ولی یه احتمالاتی هم وجود داره که میگه کار ساسوکه اوچیهاست
همهمه ها شروع شد و هرکسی تو گوش اونیکی چیزی میگفت
" دزدیده شده"
"دیدی گفت توسط کی"
" اره انگار شک دارن کار ساسوکه اوچیهاست"
" یعنی اون تو این کار دست داره"
"چرا دزدیدتش"
" اون با ناروتو چیکار داره"
( فعلا که ناروتو رو .......😅😈)
" حالا چرا جمع شدیم"
سوناده: سکوتتتتتتتتتت
همه لال مونی گرفتن و به قیافهی عصبانی سوناده نگاه کردن
سوناده: دهنا بسته این به شما ها ربطی نداره که چرا و چطور دزدیده شده الان مسئله اینه که ناروتو اوزوماکی ربوده شده و معلوم نیست کجاست ما وظیفه مون اینه که دنبال عضو یکی از دهکدهی کونوها بگردیم باید پیداش کنیم هر جوری که هست ناروتو اوزوماکی باید پیدا بشه من شماها رو جمع کردم که به گروه های کوچیک تقسیم میشید و دنبال ناروتو میگردین همهجا رو زیر رو میکنید هیچ جا رو از قلم نمی اندازید باید صدتون رو برای این بزارید کوتاهی نداریم شی فهم شدین یا نه
همه: بله بانو هوکاگه
سوناده: خوبه حالا از همین الان شروع میکنید ...... همگی موفق باشید
( یاد موفق باشید اخر برگهی امتحان افتادم 😑😁)
سوناده رفت سمت دفتر تا به چندتا چیزی که باید مدیریت میکرد رو راستو ریس کنه که با بچهها روبهرو شد
🎀: بانو ما هم میخوایم شرکت کنیم
هیناتا: درسته ناروتو_ کون دوست ما هم هست
لی: درسته ما هم میریم
اینو: میتونیم کمک کنیم هر کاری که از دستمون بربیاد انجام میدیم
شیکا: لطفا اجازه بدید
همه: اجازه بدید
سوناده: من گفتم انبو ها و شما هم جز اونا هستید..... خب بچهها هرکاری که میتونید برای پیدا کردن ناروتو انجام بدید رو از همین الان انجام بدید به گروههای کوچیک تقسیم بشید و دنبال ناروتو بگردین
همه: خیلی ممنونیم بانو هوکاگه همهی تلاشمون رو میکنیم
سوناده: خوبه من فعلا میرم
و سوناده رفت سمت دفترش
کیبا: خوبه که موافقت کرد
اینو: اره ....... یعنی واقعا ساسوکه_ کون ناروتو رو دزدیده
نجی: اره من ندیدمش ولی مطمئنم که ساسوکه بود
تنتن: یعنی بلایی سر ناروتو میاره
🎀: بچه ها این بحث رو تمومش کنید الان کار ما پیدا کردن ناروتو هست به گروه های کوچیک تقسیم میشیم من ، هیناتا ،شوجی میریم شرق اینو ، سای ، تنتن میرین غرب کیبا ، شینو ، لی شمال شیکا و نجی هم میرین جنوب
همه: باشه
" یعنییییی چیییییی"
میکوتو خونه رو گذاشته بود رو سرش
میکوتو: یعنی چی که ناروتو دزدیده شده این واقعیه
اوبیتو: اره درسته
میکوتو: کی اینکار رو کرده
'''' ساسوکه ''''
صدای سوناده بود که کنار در واستاده بود
میکوتو: گفتین س..ساسوکه
سوناده: بله کار اونه
میکوتو: اما...اما چرا
سوناده: خودتون بهتر میدونین ....... ما از اولم میدونستیم که اینا جفتهای سرنوشت همن ...... ناروتو یه نینجا فقط نیست یه امگا هم هست فقط باید امیدوارم باشیم اون چیزی که فکر میکنم اتفاق نیوفته باشه
( دیگه دیره عزیزم😁😈)
ایتاچی: خاندان اوچیها هم میخوان کمک کنن
سوناده: مطمئنین
فوگاکو: بله کاملا
سوناده: باشه پس شما هم کارتون رو اغاز کنید
همه: چشم
"چرا جینچوریکی نه دم رو اوردی"
💙: اون الان امگای منه
"یعنی میگی که مارکش کردی"
💙: اره و دلیلی نمیبینم که بخوام توضیح بدم
💙: من میرم بهتره که مزاحمم نشید
ساسوکه بیرون رفت و رفت به اتاقی که ناروتو اونجا بود در رو اهسته باز کرد و رفت داخل ناروتو با همون وضعیت روی تخت بود ساسوکه به سمت تخت رفت و بالای سر ناروتو واستاد چشمای ناروتو بسته بود و بدنش به ارومی میلرزید بعد از چند ثانیه نگاه کردن دستای ناروتو رو گرفت و زنجیر رو باز کرد و بعد خم شد و ناروتو رو تو بغلش گرفت و از اتاق رفت بیرون
💙: هی تو
^ ب..بله
💙: این اتاق رو تمیز کن
^ چشم
ساسوکه با ناروتویی که تو بغلش بود تو راهرو ها حرکت میکرد به سمت حموم رفت و ناروتو رو تو وان اب گذاشت و خم شد و موهاشو شست اشکای خشک شدش و جای کیس و مارک ها رو شست بدن ناروتو به این لمس ها واکنش نشون میداد وقتی کارش تموم شد دوباره ناروتو رو تو اغوشش گرفت و برگشت سمت اتاق موهای خیس و بدن خیسشو با حوله خشک کرد و یه لباس کوتاه سفید نازک هم تنش کرد و ناروتو رو گذاشت روی تخت زنجیر ها رو دوباره بست و پتو رو روش کشید و بعد بلند شد و یه نگاه کامل به ناروتو کرد و نگاهش همچنان سرد و بی روح بود و بعدشم بدون هیچ کلمهای از اتاق بیرون رفت
________________________________________
پایان😄
پارت ۷
سوناده: من شما ها رو اینجا جمع کردم تا یه مشکل بزرگ رو حل کنیم.......... یکی از نینجاهای ما یعنی ناروتو اوزوماکی ربوده شده ما در اصل نمیدونیم اون کسی که ناروتو رو دزدیده کیه ولی یه احتمالاتی هم وجود داره که میگه کار ساسوکه اوچیهاست
همهمه ها شروع شد و هرکسی تو گوش اونیکی چیزی میگفت
" دزدیده شده"
"دیدی گفت توسط کی"
" اره انگار شک دارن کار ساسوکه اوچیهاست"
" یعنی اون تو این کار دست داره"
"چرا دزدیدتش"
" اون با ناروتو چیکار داره"
( فعلا که ناروتو رو .......😅😈)
" حالا چرا جمع شدیم"
سوناده: سکوتتتتتتتتتت
همه لال مونی گرفتن و به قیافهی عصبانی سوناده نگاه کردن
سوناده: دهنا بسته این به شما ها ربطی نداره که چرا و چطور دزدیده شده الان مسئله اینه که ناروتو اوزوماکی ربوده شده و معلوم نیست کجاست ما وظیفه مون اینه که دنبال عضو یکی از دهکدهی کونوها بگردیم باید پیداش کنیم هر جوری که هست ناروتو اوزوماکی باید پیدا بشه من شماها رو جمع کردم که به گروه های کوچیک تقسیم میشید و دنبال ناروتو میگردین همهجا رو زیر رو میکنید هیچ جا رو از قلم نمی اندازید باید صدتون رو برای این بزارید کوتاهی نداریم شی فهم شدین یا نه
همه: بله بانو هوکاگه
سوناده: خوبه حالا از همین الان شروع میکنید ...... همگی موفق باشید
( یاد موفق باشید اخر برگهی امتحان افتادم 😑😁)
سوناده رفت سمت دفتر تا به چندتا چیزی که باید مدیریت میکرد رو راستو ریس کنه که با بچهها روبهرو شد
🎀: بانو ما هم میخوایم شرکت کنیم
هیناتا: درسته ناروتو_ کون دوست ما هم هست
لی: درسته ما هم میریم
اینو: میتونیم کمک کنیم هر کاری که از دستمون بربیاد انجام میدیم
شیکا: لطفا اجازه بدید
همه: اجازه بدید
سوناده: من گفتم انبو ها و شما هم جز اونا هستید..... خب بچهها هرکاری که میتونید برای پیدا کردن ناروتو انجام بدید رو از همین الان انجام بدید به گروههای کوچیک تقسیم بشید و دنبال ناروتو بگردین
همه: خیلی ممنونیم بانو هوکاگه همهی تلاشمون رو میکنیم
سوناده: خوبه من فعلا میرم
و سوناده رفت سمت دفترش
کیبا: خوبه که موافقت کرد
اینو: اره ....... یعنی واقعا ساسوکه_ کون ناروتو رو دزدیده
نجی: اره من ندیدمش ولی مطمئنم که ساسوکه بود
تنتن: یعنی بلایی سر ناروتو میاره
🎀: بچه ها این بحث رو تمومش کنید الان کار ما پیدا کردن ناروتو هست به گروه های کوچیک تقسیم میشیم من ، هیناتا ،شوجی میریم شرق اینو ، سای ، تنتن میرین غرب کیبا ، شینو ، لی شمال شیکا و نجی هم میرین جنوب
همه: باشه
" یعنییییی چیییییی"
میکوتو خونه رو گذاشته بود رو سرش
میکوتو: یعنی چی که ناروتو دزدیده شده این واقعیه
اوبیتو: اره درسته
میکوتو: کی اینکار رو کرده
'''' ساسوکه ''''
صدای سوناده بود که کنار در واستاده بود
میکوتو: گفتین س..ساسوکه
سوناده: بله کار اونه
میکوتو: اما...اما چرا
سوناده: خودتون بهتر میدونین ....... ما از اولم میدونستیم که اینا جفتهای سرنوشت همن ...... ناروتو یه نینجا فقط نیست یه امگا هم هست فقط باید امیدوارم باشیم اون چیزی که فکر میکنم اتفاق نیوفته باشه
( دیگه دیره عزیزم😁😈)
ایتاچی: خاندان اوچیها هم میخوان کمک کنن
سوناده: مطمئنین
فوگاکو: بله کاملا
سوناده: باشه پس شما هم کارتون رو اغاز کنید
همه: چشم
"چرا جینچوریکی نه دم رو اوردی"
💙: اون الان امگای منه
"یعنی میگی که مارکش کردی"
💙: اره و دلیلی نمیبینم که بخوام توضیح بدم
💙: من میرم بهتره که مزاحمم نشید
ساسوکه بیرون رفت و رفت به اتاقی که ناروتو اونجا بود در رو اهسته باز کرد و رفت داخل ناروتو با همون وضعیت روی تخت بود ساسوکه به سمت تخت رفت و بالای سر ناروتو واستاد چشمای ناروتو بسته بود و بدنش به ارومی میلرزید بعد از چند ثانیه نگاه کردن دستای ناروتو رو گرفت و زنجیر رو باز کرد و بعد خم شد و ناروتو رو تو بغلش گرفت و از اتاق رفت بیرون
💙: هی تو
^ ب..بله
💙: این اتاق رو تمیز کن
^ چشم
ساسوکه با ناروتویی که تو بغلش بود تو راهرو ها حرکت میکرد به سمت حموم رفت و ناروتو رو تو وان اب گذاشت و خم شد و موهاشو شست اشکای خشک شدش و جای کیس و مارک ها رو شست بدن ناروتو به این لمس ها واکنش نشون میداد وقتی کارش تموم شد دوباره ناروتو رو تو اغوشش گرفت و برگشت سمت اتاق موهای خیس و بدن خیسشو با حوله خشک کرد و یه لباس کوتاه سفید نازک هم تنش کرد و ناروتو رو گذاشت روی تخت زنجیر ها رو دوباره بست و پتو رو روش کشید و بعد بلند شد و یه نگاه کامل به ناروتو کرد و نگاهش همچنان سرد و بی روح بود و بعدشم بدون هیچ کلمهای از اتاق بیرون رفت
________________________________________
پایان😄
- ۵۵.۱k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط