دردا که فراق رخ آن ترک پریوش

دردا! که: فراق رخ آن ترک پریوش

بنیاد من عاشق دیوانه بر انداخت

گر یاد کند زکریمی آن ماه عجب نیست

خورشید بسی سایه به ویرانه برانداخت.‌‌..
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۹)

جز نقش تو در خیال نیستجز با غمت اتصال ما نیستشد روز من از غم...

منم غریب دیار تو، ای غریب‌ نوازدمی به حال غریب دیار خود پردا...

نه بی یادت برآید یکدم از مننه بی رویت جدا گردد غم از من بزن ...

ای که ما را سرزنش کردی:که این آشوب چیست؟با شراب سرخ صاف صرف ...

پارت ۲۸زمان که میگذشت، حقیقت پررنگ تر میشد. خورشید تا ابد پش...

My Vampire Mate Season 2 part : 25

سناریو ساسونارو# 🩸 **ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک** ☀️ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط