منم غریب دیار تو، ای غریب‌ نواز

منم غریب دیار تو، ای غریب‌ نواز
دمی به حال غریب دیار خود پرداز

بهر کمند که خواهی بگیر و بازم بند
به شرط آنکه ز کارم نظر نگیری باز

گرم چو خاک زمین خوار می‌ کنی سهلست
چو خاک می‌ کن و بر خاک سایه می‌ انداز

درون سینه دلم چون کبوتران بتپد
چه آتشست که در جان من نهادی باز؟

هوای قد بلند تو می‌کند دل من
تو دست کوته من بین و آرزوی دراز!

بر آستین خیالت همی دهم بوسه
بر آستان وصالت مرا چو نیست جواز

هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمی‌ کنی از ناز

اگر بسوزدت، ای دل، ز درد ناله مکن
دم از محبت او می‌ زنی، بسوز و بساز

حدیث درد من، ای مدعی، نه امروزست
که کریمی ز ازل بود رند و شاهد باز...
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

Compensation of his death __ Part 41خدمتکار: خانم دونالد آقا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط