My Vampire Mate Season 2 part : ۵۹

وقتي ديد اِما كاملا جدیست بدنش منقبض شد
_ اِما میدونی که هیچ موجودی بدون اینکه اول بمیره نمیتونه تبدیل بشه
عامل تبدیل در میان خون آشام ها غول ها اشباح و همه‌ی گونه‌ها نیز مرگ بود.
_ باید به طور کامل تغییر شکل بدم و خودمو تسلیمش کنم و بعد تورو بکشم با امید اینکه آلودت کرده باشم تا بتونی دوباره متولد بشی
دعا کند که بدنش تکه ای از جانور را در بدنش بپذیرد و جانش به زندگی برگردد.
_ و اگه زنده بمونی برای سال ها زندانیت میکنن تا بتونی...تسليم شدنتو...کنترل کنی
گاهی یک دهه طول میکشید
بعضی از آن‌ها هرگز قادر به کنترل خودشان نمیشدند
در حالی که شانه هایش بطرز محافظانه ای غوز شده بود با بیچارگی گفت
+ و هنوزم این تقریبا برام ارزششو داره من از خون آشام بودن متنفرم من از متنفر بودن خودم متنفرم
_ لیکا شدنتم چیزیو تغییر نمیده...فقط دشمنای جدیدی برات میسازه ما دقيقا مورد علاقه ی هیچکس از لور نیستیم علاوه بر این حتی اگه این با به بشکن انگشتام انجام بشه اینکارو نمیکنم
+ تو دلت نمیخواد من از خون آشام تبدیل به چیز دیگه ای بشم؟
صدایش ناباورانه بود
+ اینجوری خیلی ساده تر میشه
_ چیز ساده ی کثیف این تورو تبدیل به چیزی که نیستی میکنه و من نمیخوام هیچی چیزی رو در مورد تو تغییر بدم به علاوه تو کاملا خون‌آشام نیستی
روی زانویش نشست و اِما را به سینه کشید
انگشتش را روی نوک تیز گوشش لغزاند سپس با دندانش آن را به آرامی خراشید که باعث لرزشش شد
_ فکر کردی آسمونی که دیشب بهم دادی رو ندیدم؟
سرخ شد لبخند خجالت زده ای زد و صورتش را روی شانه اش پنهان کرد
اگر نمیدید هرگز باور نمیکرد.
آسمان صاف ماه کامل و همچنان بيوقفه رعد و برق میزد و هر رعد و برق در افق محو میشد
مدتی طول کشید تا بفهمد آنها انعکاس ناله هایش هستند
+ همیشه شایعه بود که این یکی از ویژگی والکری هاست ولی هیچ وقت مطمئن نبودیم
+ مردایی که اینو میبینن اگه از نوع مردایی باشن که دربارش حرف بزنن معمولا زنده نمیمونن
ابروهایش را بالا داد سپس گفت
_ تو خون آشام نیستی رعد و برق داری و چشمات نقره‌ای میشه تو منحصر بفرد ترین موجود جهانی
اِما شکلکی درآورد
+ به عبارت دیگه...عجیب الخلقه ترين
_ نه اینو نگو من فکر میکنم تو موجودیت خودتو داری
در آغوشش آرام گرفت و گوشه ی لب های جیمین بالا رفت
_ تو نیمه ی گمشده ی منی
اِما به شانه اش مشت زد
_ و من از رعد و برق خوش میاد میدونم که هیچوقت نمیتونی اینو تظاهر کنی

سلام به عزیزان گلم اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۳)

My Vampire Mate Season 2 part : 58

My Vampire Mate Season 2 part : 57

بهانه؛ - دفتر خاطراتم را باز کرد ، متعجب بود اما کمی بعد لبخ...

my vampire. last part.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط