شب
p⁵¹
و کسی که توی ۲۰ سالگی حال قدم زدن رو هم نداشته رو
ج. خودت خواستی پس
ات. شروع کن
جیمین کمی توی خودش رفت و توی این موقع ات بود که به جیمین خیره مونده بود
ج. زندگی عجیبیه یه زمانی کسی که برای دیدنم اونقدر هیجان داشت که کادویی که تو بهم داده بودی رو هم شکوند و الان با من داره سرد و سرد تر میشه
من چیکار میتونم بکنم
آخه جوری داره از درون منو میخوره که دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم
عذاب میشکم از درون زره زره
حس میکنم دارم خودمو توی عمق دریا ولو شده رها میکنم
کاری میکنه که هر روز از کاری که کردم پشیمون بشم
میرم شرکت از من دیر تر میاد
از من زودتر میره
میرم پیشش ازم فرار میکنع
دستشو دیگه نمیتونم بگیرم و دستاش وقتی به دستم میخوره سرده
قلبش انگار دیگه برای من نیس
زنگ میزنم دیگه به حرفام اهمیت نمیده
گاهی خودش میاد پیشم و حرفاشو میزنه و میره
گاهی هم من میرم ولی بدون این که ببینمش از پیشم میره
بگو من چیکار کنم هر چقدرم که فکر میکنم کار اشتباهی هم نکردم
اشک هایی که از چشمای جیمین میاومد باعث اشک ریختن ناخواسته برای ات صدق میکرد
از چشمای جیمین پیدا بود عذاب درونیش شکستگی های قلبش
و عذابی که توی واقعیت به وجودش میخورد
ات. تلاش کردی حرف بزنی باهاش
ج. معلومه که اره
ات. چی گفت
ج. ساکت موند
ات. گفتی باهات سرده مگه نه
ج. هوم
ات. وقتی شیر آب گرم رو باز میکنی
هم زیاد میاد و هم گرم
اگه یهو دیدی که شیر آبت کم و دماش پایین اومد بدون ازش یکی دیگه هم استفاده میکنه
من نمیتونم بهش تهمت خیانت بهت رو بزنم حس نمیکنم هم همچین چیزی باشه فکر میکنم واقعا مشکلی داره میرا ولی اگه اینجوری باشه
و تو اگه بهش شک داشته باشی باید پیگیر این موضوع باشی خودتو توی خونه و کار خفه کنی این چیزی رو درست نمیکنه
ج. و اگه اون شیر آب سرد و گرم کنه چی
ات. از اون شیر و آبش دوری کن خودت آسیب میبینی
ج. سعی میکنم حرف بزنم باهاش
جیمین که داشت اشک هاشو با دستاش پاک میکرد
ات به دستای خودش خیره شده بود
من خیلی دوس دارم که تو با کسی باشی که واقعا از صمیم قلبش تو رو بخواد تو رو دوست داشته باشه
و تو رو خوشبت کنه تا آخر عمر
ات دستش رو به شونه جیمین کشید
ات. چون تو آدم خوبی هستی جیمین
زندگی پستی و بلندی های خودشو داره واسه هر آدمی
اینا رو تو به من یاد دادی یادت رفته
ات. همه چیزایی که سر تو میاد شاید روزی سر منم
شرط پارت ۶۰ لایک
و کسی که توی ۲۰ سالگی حال قدم زدن رو هم نداشته رو
ج. خودت خواستی پس
ات. شروع کن
جیمین کمی توی خودش رفت و توی این موقع ات بود که به جیمین خیره مونده بود
ج. زندگی عجیبیه یه زمانی کسی که برای دیدنم اونقدر هیجان داشت که کادویی که تو بهم داده بودی رو هم شکوند و الان با من داره سرد و سرد تر میشه
من چیکار میتونم بکنم
آخه جوری داره از درون منو میخوره که دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم
عذاب میشکم از درون زره زره
حس میکنم دارم خودمو توی عمق دریا ولو شده رها میکنم
کاری میکنه که هر روز از کاری که کردم پشیمون بشم
میرم شرکت از من دیر تر میاد
از من زودتر میره
میرم پیشش ازم فرار میکنع
دستشو دیگه نمیتونم بگیرم و دستاش وقتی به دستم میخوره سرده
قلبش انگار دیگه برای من نیس
زنگ میزنم دیگه به حرفام اهمیت نمیده
گاهی خودش میاد پیشم و حرفاشو میزنه و میره
گاهی هم من میرم ولی بدون این که ببینمش از پیشم میره
بگو من چیکار کنم هر چقدرم که فکر میکنم کار اشتباهی هم نکردم
اشک هایی که از چشمای جیمین میاومد باعث اشک ریختن ناخواسته برای ات صدق میکرد
از چشمای جیمین پیدا بود عذاب درونیش شکستگی های قلبش
و عذابی که توی واقعیت به وجودش میخورد
ات. تلاش کردی حرف بزنی باهاش
ج. معلومه که اره
ات. چی گفت
ج. ساکت موند
ات. گفتی باهات سرده مگه نه
ج. هوم
ات. وقتی شیر آب گرم رو باز میکنی
هم زیاد میاد و هم گرم
اگه یهو دیدی که شیر آبت کم و دماش پایین اومد بدون ازش یکی دیگه هم استفاده میکنه
من نمیتونم بهش تهمت خیانت بهت رو بزنم حس نمیکنم هم همچین چیزی باشه فکر میکنم واقعا مشکلی داره میرا ولی اگه اینجوری باشه
و تو اگه بهش شک داشته باشی باید پیگیر این موضوع باشی خودتو توی خونه و کار خفه کنی این چیزی رو درست نمیکنه
ج. و اگه اون شیر آب سرد و گرم کنه چی
ات. از اون شیر و آبش دوری کن خودت آسیب میبینی
ج. سعی میکنم حرف بزنم باهاش
جیمین که داشت اشک هاشو با دستاش پاک میکرد
ات به دستای خودش خیره شده بود
من خیلی دوس دارم که تو با کسی باشی که واقعا از صمیم قلبش تو رو بخواد تو رو دوست داشته باشه
و تو رو خوشبت کنه تا آخر عمر
ات دستش رو به شونه جیمین کشید
ات. چون تو آدم خوبی هستی جیمین
زندگی پستی و بلندی های خودشو داره واسه هر آدمی
اینا رو تو به من یاد دادی یادت رفته
ات. همه چیزایی که سر تو میاد شاید روزی سر منم
شرط پارت ۶۰ لایک
- ۹.۴k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط