فاصله ای به اندازه یک نگاه
فاصله ای به اندازه یک نگاه
پارت دوم | همون نگاه لعنتی
تمام طول کنسرت، مغزم یه جا گیر کرده بود.
نه روی نورا… نه روی آهنگا… نه حتی روی فریاد آرمیها.
فقط روی همون چند ثانیه.
همون لحظهای که جونگکوک گوشیمو گرفت، نگاه کرد، و یه لبخند خیلی ریز زد.
انگار یه چیزی دیده بود که فقط خودش فهمید.
و این بدترین قسمت ماجرا بود…
چون من نفهمیده بودم چی بود.
کنسرت که تموم شد، انگار تازه از یه خواب سنگین بیدار شدم.
همه داشتن جیغ میزدن، میدویدن سمت خروجی، عکس میگرفتن…
ولی من فقط وایساده بودم.
گوشیم تو دستم بود.
صفحهشو باز کردم.
عکس قفل صفحه…
خود جونگکوک.
دستمو زدم روی صورتم.
«لیا… خاک تو سرت… رسماً خودتو لو دادی.»
یه لحظه خندم گرفت، ولی ته دلم یه چیز عجیبی بود.
استرس؟ هیجان؟ یا یه چیزی بین این دوتا؟
نمیدونستم.
وقتی از استادیوم اومدم بیرون، هوا خنک شده بود.
جمعیت هنوز اون بیرون بودن، همه داشتن درباره کنسرت حرف میزدن.
یکی میگفت: «اون لحظه که جونگکوک رفت سمت ردیف هفت دیدیش؟»
یه لحظه پام وایساد.
ردیف هفت…
من بودم.
قلبم یه ضربه خورد.
سرمو پایین انداختم و سریع رد شدم.
«نه… نه فکر نکن. فقط یه اتفاق بود.»
ولی مگه مغز آدم ول میکرد؟
رسیدم خونه، هنوز گوشیم تو دستم بود.
نشستم روی تخت.
همونجوری که لباسامو هنوز عوض نکرده بودم.
گوشیمو روشن کردم.
اون لحظه رو هزار بار جلو و عقب کردم.
همون ثانیه…
همون نگاه…
همون لبخند خیلی ریز…
دستمو گذاشتم روی قلبم.
«چرا اینجوری میزنی لعنتی؟»
خودم خندم گرفت.
ولی یه حس بدتر هم بود…
اینکه انگار این فقط یه خاطره ساده نبود.
چند ساعت بعد، وقتی داشتم توی توییتر میچرخیدم، یه چیزی دیدم که خشکم زد.
ویدیو.
عنوانش:
“Jungkook picking up a fan’s phone (ROW 7??)”
قلبم ریخت.
انگشتم یخ کرد.
ویدیو رو باز کردم.
همهچی از بیرون ضبط شده بود.
دقیقاً همون لحظه…
گوشیم میافته…
جونگکوک برش میداره…
نگاه میکنه…
اون لبخند…
و بعد نگاه مستقیم به سمت من.
یا حداقل… جهت من.
و کامنتا دیوونهوار بودن:
“اون دختر کیه؟!”
“ردیف ۷؟ lucky girl 😭”
“جونگکوک چرا لبخند زد؟؟”
من فقط خیره مونده بودم.
زیر لب گفتم:
«وای… نه…»
دستم ناخودآگاه رفت سمت صورتم.
«من دیده شدم…»
اون شب تا صبح نخوابیدم.
نه به خاطر هیجان…
به خاطر یه سوال لعنتی که هی تو سرم تکرار میشد:
اون لحظه… فقط یه اتفاق بود؟
یا…
قراره دوباره تکرار بشه؟
ادامه دارد… 💜
خب خوشگلااا فعلا شرط نمیزارم اما حمایت کنیددددد تا انرژی بگیرم🤭💖
بوس به کله ی زیباتون💋😭🤏🏻
پارت دوم | همون نگاه لعنتی
تمام طول کنسرت، مغزم یه جا گیر کرده بود.
نه روی نورا… نه روی آهنگا… نه حتی روی فریاد آرمیها.
فقط روی همون چند ثانیه.
همون لحظهای که جونگکوک گوشیمو گرفت، نگاه کرد، و یه لبخند خیلی ریز زد.
انگار یه چیزی دیده بود که فقط خودش فهمید.
و این بدترین قسمت ماجرا بود…
چون من نفهمیده بودم چی بود.
کنسرت که تموم شد، انگار تازه از یه خواب سنگین بیدار شدم.
همه داشتن جیغ میزدن، میدویدن سمت خروجی، عکس میگرفتن…
ولی من فقط وایساده بودم.
گوشیم تو دستم بود.
صفحهشو باز کردم.
عکس قفل صفحه…
خود جونگکوک.
دستمو زدم روی صورتم.
«لیا… خاک تو سرت… رسماً خودتو لو دادی.»
یه لحظه خندم گرفت، ولی ته دلم یه چیز عجیبی بود.
استرس؟ هیجان؟ یا یه چیزی بین این دوتا؟
نمیدونستم.
وقتی از استادیوم اومدم بیرون، هوا خنک شده بود.
جمعیت هنوز اون بیرون بودن، همه داشتن درباره کنسرت حرف میزدن.
یکی میگفت: «اون لحظه که جونگکوک رفت سمت ردیف هفت دیدیش؟»
یه لحظه پام وایساد.
ردیف هفت…
من بودم.
قلبم یه ضربه خورد.
سرمو پایین انداختم و سریع رد شدم.
«نه… نه فکر نکن. فقط یه اتفاق بود.»
ولی مگه مغز آدم ول میکرد؟
رسیدم خونه، هنوز گوشیم تو دستم بود.
نشستم روی تخت.
همونجوری که لباسامو هنوز عوض نکرده بودم.
گوشیمو روشن کردم.
اون لحظه رو هزار بار جلو و عقب کردم.
همون ثانیه…
همون نگاه…
همون لبخند خیلی ریز…
دستمو گذاشتم روی قلبم.
«چرا اینجوری میزنی لعنتی؟»
خودم خندم گرفت.
ولی یه حس بدتر هم بود…
اینکه انگار این فقط یه خاطره ساده نبود.
چند ساعت بعد، وقتی داشتم توی توییتر میچرخیدم، یه چیزی دیدم که خشکم زد.
ویدیو.
عنوانش:
“Jungkook picking up a fan’s phone (ROW 7??)”
قلبم ریخت.
انگشتم یخ کرد.
ویدیو رو باز کردم.
همهچی از بیرون ضبط شده بود.
دقیقاً همون لحظه…
گوشیم میافته…
جونگکوک برش میداره…
نگاه میکنه…
اون لبخند…
و بعد نگاه مستقیم به سمت من.
یا حداقل… جهت من.
و کامنتا دیوونهوار بودن:
“اون دختر کیه؟!”
“ردیف ۷؟ lucky girl 😭”
“جونگکوک چرا لبخند زد؟؟”
من فقط خیره مونده بودم.
زیر لب گفتم:
«وای… نه…»
دستم ناخودآگاه رفت سمت صورتم.
«من دیده شدم…»
اون شب تا صبح نخوابیدم.
نه به خاطر هیجان…
به خاطر یه سوال لعنتی که هی تو سرم تکرار میشد:
اون لحظه… فقط یه اتفاق بود؟
یا…
قراره دوباره تکرار بشه؟
ادامه دارد… 💜
خب خوشگلااا فعلا شرط نمیزارم اما حمایت کنیددددد تا انرژی بگیرم🤭💖
بوس به کله ی زیباتون💋😭🤏🏻
- ۷۱۶
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط