رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۱۰۶

ارسلان: نوچ ای بابا برای اینکه از یادم بره رفتم فیلم گذاشتم

دیانا: ای دیانا خاک دوعالم تو سرت رفتم موهامو خشک کردم لباسمو پوشیدم ( عکسشو میزارم) بعد موهامو درست کروم یه آرایش خوشگل هم رنگ لباسم کردم شالمو سرم کردم کیفمو برداشتم رفتم پایین دیدم ارسلان نشسته رو مبل صداش زدم ارسلان

ارسلان: آماده شدی دو دقیقه صبر کنی آماده میشم

دیانا: اوکی
دیدگاه ها (۰)

زیبا تر از الماس پارت ۱۰۷ارسلان: سریع لباسمو پوشیدم از پله ه...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۸ارسلان: رفتیم سوار ماشین شدیم ...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۵دیانا: رفتم حموم یه دوش حسابی ...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۰۴ارسلان: عو چشمدیانا: این گربه ...

My uncle (part 43)

چند پارتی درخواستیBlack Trap (تله سیاه)Part:7 با خوردن نور خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط