رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۱۰۶
ارسلان: نوچ ای بابا برای اینکه از یادم بره رفتم فیلم گذاشتم
دیانا: ای دیانا خاک دوعالم تو سرت رفتم موهامو خشک کردم لباسمو پوشیدم ( عکسشو میزارم) بعد موهامو درست کروم یه آرایش خوشگل هم رنگ لباسم کردم شالمو سرم کردم کیفمو برداشتم رفتم پایین دیدم ارسلان نشسته رو مبل صداش زدم ارسلان
ارسلان: آماده شدی دو دقیقه صبر کنی آماده میشم
دیانا: اوکی
پارت ۱۰۶
ارسلان: نوچ ای بابا برای اینکه از یادم بره رفتم فیلم گذاشتم
دیانا: ای دیانا خاک دوعالم تو سرت رفتم موهامو خشک کردم لباسمو پوشیدم ( عکسشو میزارم) بعد موهامو درست کروم یه آرایش خوشگل هم رنگ لباسم کردم شالمو سرم کردم کیفمو برداشتم رفتم پایین دیدم ارسلان نشسته رو مبل صداش زدم ارسلان
ارسلان: آماده شدی دو دقیقه صبر کنی آماده میشم
دیانا: اوکی
- ۶.۶k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط