چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
Black Trap (تله سیاه)
Part:7
با خوردن نور خورشید رو صورتم بیدار شدم و رفتم سرویس و بعد انجام کارای لازم اومدم بیرون هنوز بخاطر اون دختره عذاب وجدان داشتم ولی چه میشه کرد رفتم پایین میز چیده شده بود رفتم سمت میز که شوگا از بالا اومد اون نرفته سرکار؟
ا.ت:صبح بخیر
شوگا:صبح بخیر
ا.ت:امروز نرفتی سر..
شوگا:نه
اومد نشست سر میز منم نشستم و شروع کردیم
ساعت ۵ بود نشسته بودیم فیلم میدیدیم که گوشیه شوگا زنگ خورد جواب داد
شوگا:بله
_......
شوگا:اوکی
_.....
شوگا:گفتم که باشه
_.....
شوگا:فعلا
و قطع کرد داشتم نگاش میکردم که برگشت سمتم
شوگا:دوستم بود شب میریم بار
ا.ت:اها
برگشتم سمت tvکه
شوگا:توام میای؟
برگشتم سمتش
ا.ت:هان؟
شوگا:توام میای باهامون؟
ا.ت:میتونم؟
شوگا:اگه بخوای اره
ا.ت:پس ..میام
شوگا:اوکی ۸ اماده باش
ا.ت:باشه
شوگا:خوبه
ا.ت:ممنون
شوگا:برای؟
ا.ت:برای اینکه اجازه دادی باهات بیام
شوگا:آا..خواهش میکنم
.....
ساعت ۶ونیم بود پس بلند شدم اماده شم رفتم اتاقم اول یه دوش گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردم یه میکاپ ساده کردم یه لباس برداشتم و پوشیدم کیفمو برداشتم ساعت ۷و۴۵ بود رفتم پایین که شوگا اماده نشسته بود رو کاناپه
ا.ت:من امادم
بلند شد برگشت سمتم
شوگا:با...شه
ا.ت:بریم؟
شوگا:هوم
رفتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
"تله سیاه"
Black Trap (تله سیاه)
Part:7
با خوردن نور خورشید رو صورتم بیدار شدم و رفتم سرویس و بعد انجام کارای لازم اومدم بیرون هنوز بخاطر اون دختره عذاب وجدان داشتم ولی چه میشه کرد رفتم پایین میز چیده شده بود رفتم سمت میز که شوگا از بالا اومد اون نرفته سرکار؟
ا.ت:صبح بخیر
شوگا:صبح بخیر
ا.ت:امروز نرفتی سر..
شوگا:نه
اومد نشست سر میز منم نشستم و شروع کردیم
ساعت ۵ بود نشسته بودیم فیلم میدیدیم که گوشیه شوگا زنگ خورد جواب داد
شوگا:بله
_......
شوگا:اوکی
_.....
شوگا:گفتم که باشه
_.....
شوگا:فعلا
و قطع کرد داشتم نگاش میکردم که برگشت سمتم
شوگا:دوستم بود شب میریم بار
ا.ت:اها
برگشتم سمت tvکه
شوگا:توام میای؟
برگشتم سمتش
ا.ت:هان؟
شوگا:توام میای باهامون؟
ا.ت:میتونم؟
شوگا:اگه بخوای اره
ا.ت:پس ..میام
شوگا:اوکی ۸ اماده باش
ا.ت:باشه
شوگا:خوبه
ا.ت:ممنون
شوگا:برای؟
ا.ت:برای اینکه اجازه دادی باهات بیام
شوگا:آا..خواهش میکنم
.....
ساعت ۶ونیم بود پس بلند شدم اماده شم رفتم اتاقم اول یه دوش گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردم یه میکاپ ساده کردم یه لباس برداشتم و پوشیدم کیفمو برداشتم ساعت ۷و۴۵ بود رفتم پایین که شوگا اماده نشسته بود رو کاناپه
ا.ت:من امادم
بلند شد برگشت سمتم
شوگا:با...شه
ا.ت:بریم؟
شوگا:هوم
رفتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
"آغوش او پناهگاهم بود؛ دنیای او، ویرانیام."
"تله سیاه"
- ۴۹۰
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط