My Vampire Mate Season 2 part : 84

÷ اون از تو نمینوشه
ناگهان بنظر میرسید که قصد گریه کردن دارد
قبلا فقط یک بار اتفاق افتاده بود
اِما دلش میخواست بنوشد
نمیخواست بمیرد ولی نیش هایش کوچک و بی فایده شده بودند
میترسید دمیستریو او را با پنجه هایش مسموم کرده باشد و به حدی ضعیف بود که بسختی را توانست چشمانش باز نگه دارد
جیمی گفت :
□ بزار با خون آشامی که بوشو تو خونه حس کردم حرف بزنم
÷ اون چیزی نمیدونه
جیمی غرید
□ بزار باهاش حرف بزنم
آنیکا به لوسیا گفت میست و ورث را بیاورد
چند ثانیه بعد صداى عميق ورث را شنید و چشم‌هایش باز شد
سپس انگار که حرکت آهسته باشد گرت زنجیر دست رجین را کشید و بسمت او حمله کرد.
مردها گلوی یکدیگر را گرفتند و جیمی نعره کشید
□ درمانش کن خون آشام
ورث با صدای آرام مرگبار و بطرز ترسناکی آرام بسادگی زمزمه کرد
~ دوباره اینکارو نکن لیکا
وقتی از تهدید استفاده ای نبرد او را رها کرد
□ درمانش کن
~ من روش های قدیمی رو بلد نیستم در ازای هزینه با كريستف تماس میگیرم و اینو ازش میپرسم
□ من پرداختش میکنم
آنیکا حرف جیمی را قطع کرد
÷ ولى بعد کریستف در مورد وجود اِما میفهمه
جیمی با تمسخر گفت :
□ مطمئنا خون آشام تا حالا بهش گفته
میست گفت :
♧ ورث از منافع ما محافظت میکنه
ولی آنیکا و جیمی به وضوح تردید داشتند
جیمی بسمت آنیکا چرخید
□ اگه با هم کار کنیم خون آشام ها مثل آخرین اکسژن
دستشون به کونمون نمیرسه ما متحد میشیم و اونا رو از اون دور نگه میداریم
ورث با لحن هشدار دهنده ای گفت
~ قبل از توطئه کردن صبر کنین حداقل از اتاق بیرون برم
اِما زمزمه کرد
+ ولى كريستف هم خون منه و من دمیستریو رو کشتم
میست بسمت تخت آمد و موهایش را نوازش کرد
♧ میدونم عزیزم، قبلا هم اینو گفتی
جیمی از ورث پرسید : □ هزینش چیه؟
~ میخوام وصلت منو میست توسط همه به رسمیت شناخته بشه
سکوت
صاعقه ای بیرون درخشید و آنیکا سرش را پایین انداخت
در حالی که میست از خواهرش فاصله میگرفت خون آشام طی الارض کرد و درست پشت سرش ظاهر شد پشت سرش را قاب گرفت و به چشمانش خیره شد.
میست بی نفس به او نگاه کرد انگار حیرت کرده بود و بعد آنها رفته بودند
ᚐ  ᚐᚐ      🥀      ᚐᚐ  ᚐ
درجت جیمین ویدئو را روی دی وی دی پلیر گذاشت. هرمان فیلم را در دستگاه بارگیری کرد و بارها و بارها به او گفت چطور از آن استفاده کند ولی دستان جیمین میلرزید
نمیتوانست تصور کند که او چه چیزی را پشت سر گذاشته
حتى قويترين لیکاها هرگز از مقر دمیستریو برنگشته بودند با اینحال اِما او را شکست داده بود.... چیزی که هیچ موجود زنده ای تا بحال قادر به انجامش نبوده
جیمین نیاز داشت ببیند هر چند که از این وحشت داشت که بفهمد که چرا اِما پیش او برنگشته به کینوان
وقتی بالاخره از هلویتا دور شد و لنگان خودش را به هرمان رساند، هرمان با کینوان تماس گرفت و اِما آنجا نبود
او تلپورت کرد.... به خانه ی واقعی اش
دستگاه به کار افتاد و فیلم با اِما که تنها در اتاق بود شروع شد
درست قبل از اینکه دمیستریو به داخل اتاق تلپورت کند
در حالی که جیمین گفتگویشان را تماشا میکرد قلبش به درد آمد وقتی دید که اِمایش جوری رفتار میکند انگار حرف های دمیستریو به او صدمه نمیزند
حتى ممکن است که دمیستریو متوجه نشود ولی جیمین میتوانست ببیند که هربار چیزی محو در چشمانش دیده میشد
زیر تمام تکبرش هنوز همان اِما آسیب پذیر بود
دمیستریو به همان اندازه که به یاد میاورد وحشتناک و بی‌عیب و نقص بود. با اینحال وقتی اِما اعتراف کرد که مادرش چیزی در مورد دمیستریو به آنها نگفته ، جیمین میتوانست قسم بخورد که برای لحظه ی کوتاهی آزردگی را در صورتش دید
اِما گفت : + اون حلقه ی جیمینه
چطور این را میدانست؟
دمیستریو اخم کرد، سپس نگاهی به دستش لحظاتی گذشتند قبل از اینکه بگوید
◇ گمونم آره
جیمین بارها تصور کرده بود که دمیستریو بطور مداوم به حلقه خیره میشود و از کاری که کرده و از یاداوری شکنجه ی جیمین لذت میبرد
دمیستریو بسختی متوجهش شده بود
سپس جیمین حقيقت وحشتناک را فهمید
اِما خاطراتش را در خواب دیده
خاطرات آتش این چیزی بود که آن شب وقتی با درد از خواب بیدار شد اتفاق افتاده بود
با نگاه به گذشته حس کرده میتوانست ببیند که او درد و عذابش را چشمانش را بست
وحشت زده شده بود

سلامی دوباره به عزیزان گلم اینم از پارت هدیه از طرف خودم به شماها عزیزان گلم لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
روح نباشید عزیزان
دیدگاه ها (۴)

My Vampire Mate Season 2 part : 83

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط