My lovely neighbor part : 42

+ هیچی به جز یه دوستی معمولی بین ما نیست درسته؟ پس چرا بعضی اتفاق های اطراف تو به من آسیب میزنن؟ فکر کنم که همین امشب باید حدس بزنمش این به خاطر این که تو بهم یه چیز میگی چشم هات یه چیز دیگه و قلبت یه چیز دیگه امروز قلبت تندتر از من میزد چرا واسه ی من واضحش نمیکنی؟
انگار که توی چشم هاش درد بود، صداش رو بالا برد و گفت :
_ قلب من شکسته چلسی ، باشه؟
+ کی قلبت رو شکونده؟ اون؟
دختری که توی فیلم بود؟
_ منظورت کیه؟
+ کسی بهت آسیب زده به خاطر همین که از تعهد فراری هستی؟ چی باعث شده تا تو این جوری بشی؟
اون به آسمون درخشان نگاه کرد و گفت :
_ این فقط منم جوری که خدا من رو آفریده من چیزی نیستم که تو برای مدت طولانی بتونی داشته باشیش
+ من اصلا به مدتش فکر نمیکنم
_ میگی ولی اصلا این جوری نیست
+ تو چیزی هستی که من نیاز دارم چیزی که امروزم بهش نیاز داشتم
_ و تو من رو داری...به عنوان به دوست...همیشه با اینکه من امروز خراب کردم من امروز دوست خیلی خوبی نبودم که اجازه دادم اون بوسه خارج از کنترل بشه و من واقعا متاسفم ولی این دیگه اتفاق نمیفته
نه نمیفته
خدای من این واقعا قراره به من ضربه بزنه این مثل این بود که اون دری که بین ما بود رو بسته و کلیدش رو پرت کرده اون طرف اون خیلی خوب باعث بغض کردن من شد
ولی در آخر من پیامی که اون سعی داشت بهم برسونه رو درک کردم
بعد از شبی که تو سانتا کروز داشتیم همه چیز عوض شد
تهیونگ سعی میکرد تا وانمود کنه که هیچ اتفاقی نیفتاده ولی من نمیتونستم
از درموندگی که تو کنترل کردن احساساتم داشتم عصبانی بودم من تصمیم گرفتم که ازش دوری کنم و این به نظرم بهتر از سر و کار داشتن با این احساسات بود من نمیخواستم که اون دوباره شاهد ضعفم باشه
وقتی که اون بعد از صبحانه بهم زنگ زد من طفره رفتم و وقتی که اومد من وانمود کردم که سرما خوردم تا وقتی که تسلیم شد و رفت
سگ‌ها بیشتر از همیشه پارس میکردن میدونستم که دارن سعی میکنن تا برم پیششون و این ناراحتم میکرد چون دلم براشون تنگ شده بود دلم برای اونم تنگ شده بود. من فقط نمی دونستم که چطور بدون احساس ناراحتی که از نخواستنم تو وجودم بود ، دورو ورش باشم
ادامه دادن با اون اونم فقط به عنوان به دوستی معمولی به نظرم ناممکن می اومد چون من مطمئن بودم که همین الانش هم عاشقش شدم
تو یکی از ساعات صبح صدای اعلان موبایلم بلند شد
تهیونگ : دل سگ‌ها واست تنگ شده
چلسی : دل منم همین طور
تهیونگ : کاری که داری میکنی براشون منصفانه نیست نمیتونی بیای و فقط برای پنج دقیقه ببينيشون؟
چلسی : نمیتونم
تهیونگ : فقط اونا نیستن دل منم برات تنگ شده
چلسی : متاسفم
هر روز اون درد بیشتر میشد این دقیقا مثل تموم کردنم با جونگکوک بود ولی این بار هیچ رابطه‌ی عاشقانه ای در کار نبود
بعد از دو هفته کفگیرم واقعا خورد ته دیگ
جمعه شب و دیر وقت بود و من تصمیم گرفتم تا خودم رو به کوکتل دعوت کنم و یکی از اون رمان‌های عاشقانه ام رو بخونم به این میگفتن ارگاسم توام با گریه مواد اولیمون ودکای بلوبری اسپرایت و توتای تازه بودن
بعد از قاطی کردن سه تاشون من روی باس**نم ولو شدم تاثیرات نوشیدنی شجاعانم رو احساس میکردم سایت قرار گذاشتن رو باز کردم جایی که تهیونگ من رو توش عضو کرد و من اولین قرارم رو گذاشتم و حالا تصمیم گرفتم تا توش بگردم
صرفا برای سرگرمی و تفریح به صفحه ی آنلاین تهیونگ نگاه کردم و دیدم که تو وضعیت اكتیو هستش که این به این معنی بود که مدت دوره استفاده‌ی آزمایشی رایگان از سایت تموم شده بود و اون برای اشتراک پول پرداخت میکرد که این طبیعتا به این معنی بود که اون انتخاب کرده تا با من قرار نذاره ولی از سایت استفاده می‌کرد تا زن دیگه ای رو ملاقات کنه
خونم به جوش اومد سرم همین جوریش به خاطر الکل گیج بود ولی الان به نظر می اومد که اون داره هی دور خودش میچرخه وقتی که اون به ریز من رو از خودش میروند. اون به راحتی اینجا بود و دنبال س**ک**س بود بهش نشون میدم
من روی گزینه ها کلیک کردم تا براش یه مسیج بدم و نوشتم :
+ میخوای بگ**ایی؟ (wanna fuck)
قلبم میکوبید اون احتمالا امشب نمیدیدش نقطه ی کوچولو سبز بود و این نشون دهنده ی آنلاین بودنش بود
من بلافاصله برگشتم تا اون چیزی که نوشتم رو پاک کنم ولی اونجا هیچ گزینه ای نبود تا مسیج فرستاده شده رو پاک کنم

سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۷)

فیک نویسه عزیزان حمایتش کنید

فیک نویسه عزیزان حمایتش کنید

تو دلت یه روز برام تنگ میشه.برای زنگ زدنم، برای پیام دادنم، ...

عامم خب نمیدونم...ولی یه تصمیم گرفتم اینکه برام مهم نباشهتمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط