My Vampire Mate Season 2 part : ۸۲

کسی از داخل خانه گفت : میست هنوز برنگشته ولی خودت که اینو میدونی وگرنه الان هر دوتون بره**نه بودین و جلوی چمن خونه همو می**گایی**دین
~ شب کوتاهه بهم وقت بده
با خودش زمزمه کرد
~ و من مایل ها زمین برای اینکار دارم
¿ قرار ملاقات برای برنزه کردن نداری خون آشام؟
بدن اِما منقبض شد
خون آشام؟
ولی چشمانش قرمز نبود
اِما پرسيد
+ تو دنبالم کردی؟
~ نه، من منتظر بودم میست از خرید برگرده و حس کردم که توی جنگل تلپورت کردی
خون آشامی منتظر میست؟
میگفت که میست زن اوست
نفسش را حبس کرد
+ تو ژنرالی درسته؟
زمزمه کرد
+ همونی که میست ازش لذت میبره
اِما فکر کرد که گوشه ی لب هایش لرزید
~ این چیزیه که شنیدی؟
با سرتکان دادن اِما ، نیکلای گفت :
~ بهت اطمینان میدم که این دو طرفه بوده
نگاهش را به جاده برگرداند، انگار که منتظر بود میست برگردد و تقریبا با خودش گفت
~ یه زن به چه تعداد لباس زیر نیاز داره...؟
ناگهان آنیکا جیغ کشید و بسمت او دوید و به نیکلای قول میداد که او را به آرامی بکشد
بدن نیکلای بطرز شگفت انگیزی آرام ماند
+ اگه تلاشتو برای بریدن سر من متوقف کنی ما میتونیم با هم حرف بزنیم آنیکا
آنیکا نالید
÷ باهاش چیکار کردی؟
+ واضحه که من بهش چنگ زدم زخمیش کردم و سوزوندمش و حالا به طرز عجیبی دارم به تو پیشکشش میکنم
+ نه آنیکا
اِما گفت : + اون منو پیدا کرد، نکشش
از بین پلک‌های سنگینش میست را دید که کیسه های خریدش که پر از لباس‌های توری....و چرم بود انداخت و بسمت آنها دوید تا زیبایی کشنده اش جلوی دیدش قرار گرفت
چشمانش روی میست قفل شد ، بدن خون آشام بالاخره منقبض شد قلبش سرعت گرفت و با صدای بلندی مثل طبل کوبید
سپس وقتی اِما از آغوش مرد به آغوش آنیکا رفت درد شدیدی حس کرد
+ من تو آتیش سوختم
به آنیکا گفت :
+ من دمیستریو رو تیکه تیکه کردم
÷ البته که کشتی... هیسسس تو حالت خوب نیست
وقتی میست به آنها رسید بوسه ای روی پیشانی اِما زد
+ میست اون پیدام کرد نباید بکشیش
= سعی میکنم جلوی خودمو بگیرم شیرینم
لحنش شیطنت آمیز بود
با کمال تعجب هیچکس علیه این خون آشام شمشیری بلند نکرد
بقیه آمدند تا وقتی که با قبیله اش احاطه شد
وقتی آنیکا صورتش را نوازش کرد، تسلیم تاریکی شد
ᚐ  ᚐᚐ      🥀      ᚐᚐ  ᚐ
جیمین سعی کرد روی پاهایش بایستد سپس در حالی که همچنان شمشیرش را نگه داشته بود مقابل دیوار قلعه خم شد
¤ شاید، نباید انقدر اصرار میکردم که شکنجت کنن
آیوو گفت :
¤ ولی نمیتونم بهت بگم که چند شب با فکر پوست پخته شده تا استخونت شاد شدم
در حال طعنه زدن به جیمین بود و سعی میکرد جانور درونش را بی فکر کند
¤ نمیتونم بزارم از اینجا زنده بیرون بری یه لیکا دنبال جفتش...
نوچ نوچی کرد
¤ سرسختی آزار دهنده...مدتی بعد از اینکه مردی بازم ادامه میده....و اون فراموشت میکنه من مجبورش میکنم فراموشت کنه تا وقتی که تبدیل به یه خاطره ی دور بشی
دوباره سعی در خشمگین کردن او داشت.
خون آشام ها همیشه سعی در خشمگین کردن جانور داشتند
¤ حالا که کلید تبدیل شیاطینو پیدا کردم میتونم اونو هم بطور كامل تبدیل کنم یه خون آشام واقعی...یه قاتل واقعی... اون برای همین ساخته شده
جانور را وحشی کن!
' چرا چیزی که چیزی که میخواد و بهش ندم؟ '
آیوو پوزخند بی پروایانه ای زد
¤ اولین گردنی که ازش خون میگیره ، گردنه منه
جیمین شمشیرش را مانند خنجر بسمت یکی از خون آشامان پرت کرد و گردنش را به دیوار میخ کرد، سپس با نعره ی دیوانه واری بسمت آیوو رفت
همانطور که خودش هم میدانست آیو و ضربه ی کشنده ای بسمتش زد
جیمین آن را با مشتش از قسمت حیاتی بدنش دور کرد و در رانش فرو رفت
آن را جدا کرد در دست گرفت و با شادی جانور را رها کرد
صدای شکستن و پاره شدن آمد و به طور مبهمی دید که زندگی طولانی و سادیستی از چشمان وحشت زده ی آیوو خالی شد
با لذت غرید و بدن پاره شده اش را پایین انداخت.

سلام به عزیزان گلم اینم از پارت هدیه لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۰)

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۱

My Vampire Mate Season 2 part : ۸۰

My Vampire Mate Season 2 part : 67

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط