مست خطاکار

شهر که خوابید خطاها کنید
هر که خطا کرد تماشا کنید

شهر که خواب است خرابم کنید
مست و خطاکار خطابم کنید

مستم و شبگرد ولی بی‌خطر
تیر نظر خورده به دل بی سپر

آنکه در این شهر خطا می‌کند
نقش مرا در همه جا می زند

حرف دروغیست نسازید بند
قفل دلم را نزنیدش به پند

گم شدم آن سو که نگاهی نبود
جز من و مستی که گناهی نبود

سایه که افتاد رهایم کنید
زخم اگر افتاد دوایم کنید

هر سحری توبه و شب وا شدن
زخم دلم با غم تو تا شدن

گریه نکن گریه دوایم نکرد
این شب و فتنه رهایم نکرد

در دل این کوچه چراغی نماند
جز دل من که در آتش بماند

محمد خوش بین
دیدگاه ها (۰)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

#ازدواج_اجباری Part17ته: مامانننننننن من شیر توتفرنگی دویت د...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

?𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁸صبح روز بعد...رینا تا ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط