پارت ۵ فیک عشق مافیا

پارت ۵ فیک عشق مافیا
که یهو ات و کوک به هم خوردم و ات داشت میوفتاد و کوک دستشو دور کمر ات حلقه کرد و ات به خودش اومد و از بغل کوک‌اومد بیرون
ات: سلا..م
کوک‌:سلام( لبخند )
وای خدا وقتی میخنده خیلی کیوت میشه 😭
ات : ببخش...ید
کوک : اشکال نداره از این اتفاقا زیاد قراره پیش بیاد
ات : منظورت چ...یه
کوک : ولش شب ساعت ۷ اماده باش میام دنبالت
ات : باشه
ات میپره بغل کوک و یهو به خودش میاد
ات : ببخشید
کوک : گفتم باید عادت کنی
*ویو ات *
کارامو کردم نگاهی به ساعت کردم که ۵ رو نشون میداد
رفتم خونه و کارامو کردم و یه دوشی گرفتم و میکاپ کردم که گوشیم زنگ خورد کوک بود
کوک : سلام پایین منتظرم
ات : سلام باشه امادم
رفتم پایین و دیدم کوک یه کت شلوار خوشگل پو شیده وایی چقدر خوشتیپه
( ویو کوک )
ات چقدر خوشگل بود تو این لباس البته خوشگلی خودشم بی تاثیر نیست
کوک : سلام خوشگل
ات : سلام ممنون ( خجالت )
کوک: بریم که دیره
ات: بریم
سوار ماشین شدیم و هیچی نگفتیم تا رسیدیم و تا پیاده شدم ...
۲۰ لایک
دیدگاه ها (۷)

پارت ۶ فیک عشق مافیا از ماشین پیاده شدیم و دشمن کوک اومد مید...

پارت ۷ فیک عشق مافیا و کوک میره ات رو بغل میکنه و در گوشش می...

درخواستی

پارت ۴ فیک عشق مافیا که یهو ات از کوک تشکر کرد ات : کوک ممنو...

ویو ات: با الارم گوشیم بیدار شدم رفتم دستشویی کارای لازم کرد...

آت :باشه بریم فقط میشه منو بزاری زمین کوک :نه آت :به داداشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط