پارت ۷ فیک عشق مافیا

پارت ۷ فیک عشق مافیا
و کوک میره ات رو بغل میکنه و در گوشش میگه
کوک : خوبی
ات : اره
کوک فکر کرد و با خودش گفت الان بهتره بهش بگم که دوسش دارم بزار تو ماشین بگم اره اره خوبه
کوک : ات
ات: بله
کوک: بریم
ات : باش
رفتیم تو ماشین و تو راه وایستادم
کوک : ات
ات : بله
کوک : من یه چند وقتی هست که بهت علاقه مند شدم
ات تو شک بود و تو فکر بود که چطور با کسی که میتونه با قاطل پدر مادرش زندگی کنه ولی نه منم دوسش دارم
ات : منم دوست دارم
کوک : واقعا
ات: اره
کوک رفت جلو و بوسه ای شروع کردن و بعد از ۴ مین جدا شدن
ات : عاشقتم
کوک : منم ولی من ....
ات : ولش کن
کوک رفت جلو و .......
۲۰ لایک
نظر بدید
دیدگاه ها (۱۷)

پارت ۸ فیک عشق مافیا که یهو کوک رفت جلو و ات رو بغل کرد کوک ...

رمان درخواستی و جنایی میخوام بنویسم کدوم خوبهنظر بدید لطفاً...

پارت ۶ فیک عشق مافیا از ماشین پیاده شدیم و دشمن کوک اومد مید...

پارت ۵ فیک عشق مافیا که یهو ات و کوک به هم خوردم و ات داشت م...

شب تولدم پارت 47فصل دوم پارت18ات: قول میدی جونگ کوک: بستگی د...

فیک کوچولوی من پارت دوم خانم کیم : بچه ها امروز بزرگترین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط