پارت فیک عشق مافیا
پارت ۷ فیک عشق مافیا
و کوک میره ات رو بغل میکنه و در گوشش میگه
کوک : خوبی
ات : اره
کوک فکر کرد و با خودش گفت الان بهتره بهش بگم که دوسش دارم بزار تو ماشین بگم اره اره خوبه
کوک : ات
ات: بله
کوک: بریم
ات : باش
رفتیم تو ماشین و تو راه وایستادم
کوک : ات
ات : بله
کوک : من یه چند وقتی هست که بهت علاقه مند شدم
ات تو شک بود و تو فکر بود که چطور با کسی که میتونه با قاطل پدر مادرش زندگی کنه ولی نه منم دوسش دارم
ات : منم دوست دارم
کوک : واقعا
ات: اره
کوک رفت جلو و بوسه ای شروع کردن و بعد از ۴ مین جدا شدن
ات : عاشقتم
کوک : منم ولی من ....
ات : ولش کن
کوک رفت جلو و .......
۲۰ لایک
نظر بدید
و کوک میره ات رو بغل میکنه و در گوشش میگه
کوک : خوبی
ات : اره
کوک فکر کرد و با خودش گفت الان بهتره بهش بگم که دوسش دارم بزار تو ماشین بگم اره اره خوبه
کوک : ات
ات: بله
کوک: بریم
ات : باش
رفتیم تو ماشین و تو راه وایستادم
کوک : ات
ات : بله
کوک : من یه چند وقتی هست که بهت علاقه مند شدم
ات تو شک بود و تو فکر بود که چطور با کسی که میتونه با قاطل پدر مادرش زندگی کنه ولی نه منم دوسش دارم
ات : منم دوست دارم
کوک : واقعا
ات: اره
کوک رفت جلو و بوسه ای شروع کردن و بعد از ۴ مین جدا شدن
ات : عاشقتم
کوک : منم ولی من ....
ات : ولش کن
کوک رفت جلو و .......
۲۰ لایک
نظر بدید
- ۱۷.۳k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط