پارت ۴ فیک عشق مافیا

پارت ۴ فیک عشق مافیا
که یهو ات از کوک تشکر کرد
ات : کوک ممنونم
کوک‌: خواهش میکنم کاری نکردم
ات از ماشین پیاده شد و رفت داخل
*ویو ات*
لباسام رو در اوردم و رو تخت و رفتم تو فکر واقعا دارم به کوک علاقه مند میشم ولی نه ات یادت نره اون پدر و مادرت رو کشت من وقتی ۱۴ سالم بود پدر و مادرم رو کشت نباید عاشقش بشم چرا اینجوریه چرا من از اون خوشم اومده
*ویو کوک *
ات رو رسوندم خونشون و خودم رفتم خونم و دراز کشیدم فکع کنم دارم عاشق ات میشم چون واقعا دختر خوبیه و مهربونه و خوشگل و از هق نگزریم خوشگل ولی من مادر و پدرش رو کشتم و من مافیام کسی با یه مافیا نمی مونه و این که من پدر و مادرشو کشتم البته من از بچگی هم دوسش داشتم ولش خوابیدم
( فردا صبح)
*ویو ات*
صبح بود و باید میرفتم کافه و لباسام رو پوشیدم و از کافه کوک میومد دنبالم و میرفتیم مهمونی داشتم میرفتم که یهو.....
۲۰ لایک
دیدگاه ها (۱۵)

درخواستی

پارت ۵ فیک عشق مافیا که یهو ات و کوک به هم خوردم و ات داشت م...

عشقم @jimjn2025

پارت سوم‌ فیک عشق مافیا که یهو ات یه سیلی محکم به کوک‌ میزنه...

پارت ۴ فیک مافیا کره که ات تشکر کرد ات: ممنون اقای کیم تهیون...

پارت 1ویو ات سلام من پارک ات هستم دوساله با پارک جیمین تو را...

part44 عشق پنهان 《ویو جونگ کوک 》دیگه چیزی نگفتم چشمام رو بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط