پارت
انتقام عشق الکی
پارت سوم
ولیوقتی به بستنی فروشی وارد شدند پلیسا اونجا کمین کرده بودند. جونگ کوک......
جونگ کوک=) یه چیزی بهت بگم.
تیهونگ=) چی؟
جونگ کوک=) معلومه یکی از کسی که بین ماهاست این کارو کرده.
ته=) اره، بیا بریم یه جای دیگه بستنی بخوریم.
جونگ کوک قبول کرد. انها باهن به مغازه فروشی رفتند و بستنی خریدن و خوردند ساعت حدود سه بود که انها به خانه برگشتند. جونگ کوک از ته زود تر خوابید و زود تر بلند شد و صبحانه اماده کرد. ته که بلند شد شکه شد چون وقتی تنها بود هیچکس برایش صبحانه اماده نمی کرد.
ته=) به به، چه خوشمزه دستت درد نکنه.
جونگ کوک و ته باهم صبحانه خوردت روز ها گذشت و شب شد. این مافیای ماهم می خواست بره دنبال چانگهو اما وقتی رفت بیرون پلیسارو دید، سریع قایم شد. در ماشین پلیسا چانگهو رو دید که داره هر چیزی که میدونرو میگه.....
پارت سوم
ولیوقتی به بستنی فروشی وارد شدند پلیسا اونجا کمین کرده بودند. جونگ کوک......
جونگ کوک=) یه چیزی بهت بگم.
تیهونگ=) چی؟
جونگ کوک=) معلومه یکی از کسی که بین ماهاست این کارو کرده.
ته=) اره، بیا بریم یه جای دیگه بستنی بخوریم.
جونگ کوک قبول کرد. انها باهن به مغازه فروشی رفتند و بستنی خریدن و خوردند ساعت حدود سه بود که انها به خانه برگشتند. جونگ کوک از ته زود تر خوابید و زود تر بلند شد و صبحانه اماده کرد. ته که بلند شد شکه شد چون وقتی تنها بود هیچکس برایش صبحانه اماده نمی کرد.
ته=) به به، چه خوشمزه دستت درد نکنه.
جونگ کوک و ته باهم صبحانه خوردت روز ها گذشت و شب شد. این مافیای ماهم می خواست بره دنبال چانگهو اما وقتی رفت بیرون پلیسارو دید، سریع قایم شد. در ماشین پلیسا چانگهو رو دید که داره هر چیزی که میدونرو میگه.....
- ۱۶۱
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط