پارت

((انتقام عشق الکی))
پارت دوم
ته و کوک با هم یک خونه گرفتن و رفتن توش. خونه،یک اتاق کوچولوداشت و باید با هم تو یه اتاق و تو یه تخت می خوابیدن. خلاقه هرجا می رفتن پلیس پیدا شون می کرد. مافیای این داستان یعنی ته می دونست که کی لشون داده.
همینجوری گذشت که شب شد، تیهونگ رفت دو بطری مشروب و لیوان اورد. انها نا ساعت یک شب مشروب خوردن. بدنشون داغ بود و انگار تو بدنشثن اتش فشان فوران شده بود،برای همین ته پبشنهاد داد که برن و بستنی بخورند. جونگ کوک هم قبول کرد و باهم به بهترین بستنی فروشی ان محل رفتند ولی.....
دیدگاه ها (۰)

پارت

پارت

پارت

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط