پارت
انتقام عشق الکی
پارت پنجم
جونگ کوک به زنجیر هایی که به دیوار وصل بود، بسته شده بود.
تیهونگ اومد نزدیک جونگ کوک و با او صحبت کرد....
ته=) سلام اقای جئون جونگ کوک.
جونگ کوک =) می کشمت و انتقاممو میگیرم.
ته=) فعلا که باید اینجا بمونی.
کوک =) مطمئنی تا ابد اینجا می مونم.
ته =) فکر می کنی می تونی از دستم فرار کنی.
کوک =) چرا کنه فقط دو یا سه روز وایسا ببین چقدر پشیمونت می کنم.
ته=) باشه.
دورروز گذشت و وقتی که ته حواسش نبود کوک فرار کرد و نامه ای برای ته گذاشت.
در نامه نوشته بود=)
احمق دیدی فرار کردم منتظرم باش تا فردا اقای کیم تیهونگ.(با استیکری که زبون دراز کرده)
پارت پنجم
جونگ کوک به زنجیر هایی که به دیوار وصل بود، بسته شده بود.
تیهونگ اومد نزدیک جونگ کوک و با او صحبت کرد....
ته=) سلام اقای جئون جونگ کوک.
جونگ کوک =) می کشمت و انتقاممو میگیرم.
ته=) فعلا که باید اینجا بمونی.
کوک =) مطمئنی تا ابد اینجا می مونم.
ته =) فکر می کنی می تونی از دستم فرار کنی.
کوک =) چرا کنه فقط دو یا سه روز وایسا ببین چقدر پشیمونت می کنم.
ته=) باشه.
دورروز گذشت و وقتی که ته حواسش نبود کوک فرار کرد و نامه ای برای ته گذاشت.
در نامه نوشته بود=)
احمق دیدی فرار کردم منتظرم باش تا فردا اقای کیم تیهونگ.(با استیکری که زبون دراز کرده)
- ۲۰۵
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط