پارت

((انتقام عشق الکی))
پارت اول
توضیحات=) تیهونگ یک مافیا هستش که با حونگ کوک دوست می شود. جونگ کوک یه ادم معمولی و بی بخاره ولی از تیهونگ چیز های زیادی یاد میگیره.
((تیهونگ))
یک روز داشتم از کافه ی مورد علاقم خارج میشدم که یک پسر بامزه ای دیدم که داشت درس می خوند. اون
سر و تهش 19سال داشت. رفتم پیشش و گرم صحبت شدم.
تیهونگ =) سلام خوبی؟
جونگ کوک=) خوبم ممنون.
تیهونگ=) اسمت چیه؟
جونگ کوک=) اسمم جونگ کوکه بعضیا بهم کوک میگن.
تیهونگ و کوک گرم صحبت شدند.
انها باهم دوست شدن و یک شب که تولد کوک بود تیهونگ براش یک موتور مشکی خرید و تولدی با شکوه گرفت. اون الان بیست ساله بود. یک روز که کوک و ته باهم در یک خانه بودند یهو به ته زنگ میزنه. وقتی ته جواب میده....
اقای پشت تلفن(چانگهو)=) اقای ته بهتون حمله کردن پلیسا دور تا دور خونتون رو دارم می گردن.
ته شکه میشه...
کوک=) تیهونگ چیشده؟
ته=) باید یه چیزی یهت بگم.
کوک=) چی؟
ته=) من یم مافیا هستم و الان پلیسا دنبالمم.
ته و کوک با هم از اونجا رفتم بیرون.
دیدگاه ها (۰)

پارت

پارت

پارت

پارت

پارت

پارت

عشق در قوانین مختلف پارت پنجملیها تیهونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط