پارت
پارت12
منظورش از این کار چی بود؟ بخاطر بند اومدن نفسم ازش جدا شدم
ا.ت=جونگکوک داری چیکار میکنی؟
جونگکوک=چیه اگه دوست داری من برم برو اتاق اون پیرمرد45 ساله باهاش کیس برو خوبه ها؟ببین بهت
دوتا انتخاب میدم میدونم وقتی تنهاییم ازم میترسی
ولی اگه میخوای اینجا بمون اگه میخوای منو انتخاب کن
ولی باید بدونی اومدنت با من زیاد چیزی رو تغییر نمیده
ا.ت=منظورتو نمیفهمم واضح تر بگو
جونگکوک=اگه اینجا بمونی مجبوری با اون پیرمرد بخوابی و اگه با من بیای با من
ا.ت=چیزی زدی؟
جونگکوک=چرا که نه صبح اومدنی تریاک داشتم میزدم
ا.ت=واقعا؟
جونگکوک=عقلتو از دست دادی ا.ت؟
ا.ت=جونگکوک ببین یه چیزی ازم میخوای که خیلی مسخرس اگه بگم از همینجا فرار میکنم و میرم چی؟میتونه انتخاب سوم من بشه؟
جونگکوک=اگه فرار کنی و بری خودم قبل از اون گرگ های تو جنگل شکارت میکنم
ا.ت=...
جونگکوک=....
جونگکوک=سکون نشانه ی راضایته
ا.ت ویو
داره چه زری میزنه؟تو فکرم بودم که با برخورد دست های داغش بهم به خودم اومدم
ا.ت=داری چیکار میکنی؟
جونگکوک=...
نمیدونم چرا ولی بهم جواب نمیداد منو گذاشت تو ماشین تاخواست خودش هم سوار بشه درو باز کردم و تا حدتوان
دویدم چون این تنها راه آزادی من و حفاظت از پاکیم و دخترونگیم بود نمیدونم به جونگکوکه چی شده ولی مطمئنم این خودش نیست!داشتم میدویدم که دیدم ماشینش درست پشتم توقف کرد از ماشین پیاده شد و دنبالم افتاد منم از روی اجبار رفتم تو جنگل
جونگکوک=ا.ت زود برگرد پیشم زود باش(داد)
تا توانم سرعتم رو افزایش دادم تا دستش نیفتم داشتم میرفتم که پا به چیزی خورد و افتادم رو زمین
ا.ت=این دیگه چه کوفتیهههه(داد و ترس)
وقتی سرم رو انداختم پایین با چشم های ترسناک و خشمگین یه گرگ مواجه شدم
و تا توانم داد زدم الان هم دوتا انتخاب داشتم یا اینجا میموندم و با حمله گرگ میمردم و یا به پیش جونگکوک برمیگشتم میدونستم اگه به پیش اون پسر برگردم چه اتفاقاتی قرار بود بهم بیوفته و تو آتش بیوفتم ولی این بود انتخاب من من جونگکوک رو انتخاب کردم و پیشش برگشتم با برخوردم به آغوشش دمای بدنش زود بهم منتقل شد با دیدن گرگی که به سمت ما هجوم میآورد چشمامو بستم انتظار داشتم که پنجه های تیزشو روی بدنم حس کنم ولی وقتی سرمو برگردوندم با لاشه ی زمین افتاده گرگ اروم گرفتم
جونگکوک=ا.ت تو خوبی؟اون گرگ بهت آسیب که نزد
ا.ت=ن...نه...ا...آسیب نزد
جونگکوک=باشه حالا هرچی الان خیلی ترسیدی بیا بریم سوار ماشین شیم
ا.ت=باشه
جونگکوک ویو
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم ا.ت رو بردم عمارت خودم چون میدونستم عمارت بابام پر از آدم هست چون عمم و عموهای پول 💰 پسندم اونجا بودن
جونگکوک=ا.ت رسیدیم پیاده شو
ا.ت=باشه
ا.ت ویو
پیاده شدیم و رفتیم داخل عمارت اونقدر تاریک بود که جلوم رو نمیدیدم و از اتفاقاتی که قرار بود به سرم بیاد هم میترسیدم
جونگکوک=اینجا عمارت بزرگیه میتونی هروقت خواستی بهم سر بزنی و اینجا بمونی(جای کلید رو نشون داد)
ا.ت=مگه تو عمارت بابات زندگی نمیکنی؟
جونگکوک=الان دیگه نه بابام مرد و شغل مزخرفش رو به من داد
ا.ت=مگه شغلش چیه؟
جونگکوک=هیچی ولش کن
ا.ت=جونگکوک(لرزش و ترس)
جونگکوک=فهمیدم منظورت چیه نه باهات کاری ندارم راحت باش
ا.ت=با این حرفش یه نفس عمیق کشیدم و فهمیدم که انتخاب درست ترین انتخابه
منظورش از این کار چی بود؟ بخاطر بند اومدن نفسم ازش جدا شدم
ا.ت=جونگکوک داری چیکار میکنی؟
جونگکوک=چیه اگه دوست داری من برم برو اتاق اون پیرمرد45 ساله باهاش کیس برو خوبه ها؟ببین بهت
دوتا انتخاب میدم میدونم وقتی تنهاییم ازم میترسی
ولی اگه میخوای اینجا بمون اگه میخوای منو انتخاب کن
ولی باید بدونی اومدنت با من زیاد چیزی رو تغییر نمیده
ا.ت=منظورتو نمیفهمم واضح تر بگو
جونگکوک=اگه اینجا بمونی مجبوری با اون پیرمرد بخوابی و اگه با من بیای با من
ا.ت=چیزی زدی؟
جونگکوک=چرا که نه صبح اومدنی تریاک داشتم میزدم
ا.ت=واقعا؟
جونگکوک=عقلتو از دست دادی ا.ت؟
ا.ت=جونگکوک ببین یه چیزی ازم میخوای که خیلی مسخرس اگه بگم از همینجا فرار میکنم و میرم چی؟میتونه انتخاب سوم من بشه؟
جونگکوک=اگه فرار کنی و بری خودم قبل از اون گرگ های تو جنگل شکارت میکنم
ا.ت=...
جونگکوک=....
جونگکوک=سکون نشانه ی راضایته
ا.ت ویو
داره چه زری میزنه؟تو فکرم بودم که با برخورد دست های داغش بهم به خودم اومدم
ا.ت=داری چیکار میکنی؟
جونگکوک=...
نمیدونم چرا ولی بهم جواب نمیداد منو گذاشت تو ماشین تاخواست خودش هم سوار بشه درو باز کردم و تا حدتوان
دویدم چون این تنها راه آزادی من و حفاظت از پاکیم و دخترونگیم بود نمیدونم به جونگکوکه چی شده ولی مطمئنم این خودش نیست!داشتم میدویدم که دیدم ماشینش درست پشتم توقف کرد از ماشین پیاده شد و دنبالم افتاد منم از روی اجبار رفتم تو جنگل
جونگکوک=ا.ت زود برگرد پیشم زود باش(داد)
تا توانم سرعتم رو افزایش دادم تا دستش نیفتم داشتم میرفتم که پا به چیزی خورد و افتادم رو زمین
ا.ت=این دیگه چه کوفتیهههه(داد و ترس)
وقتی سرم رو انداختم پایین با چشم های ترسناک و خشمگین یه گرگ مواجه شدم
و تا توانم داد زدم الان هم دوتا انتخاب داشتم یا اینجا میموندم و با حمله گرگ میمردم و یا به پیش جونگکوک برمیگشتم میدونستم اگه به پیش اون پسر برگردم چه اتفاقاتی قرار بود بهم بیوفته و تو آتش بیوفتم ولی این بود انتخاب من من جونگکوک رو انتخاب کردم و پیشش برگشتم با برخوردم به آغوشش دمای بدنش زود بهم منتقل شد با دیدن گرگی که به سمت ما هجوم میآورد چشمامو بستم انتظار داشتم که پنجه های تیزشو روی بدنم حس کنم ولی وقتی سرمو برگردوندم با لاشه ی زمین افتاده گرگ اروم گرفتم
جونگکوک=ا.ت تو خوبی؟اون گرگ بهت آسیب که نزد
ا.ت=ن...نه...ا...آسیب نزد
جونگکوک=باشه حالا هرچی الان خیلی ترسیدی بیا بریم سوار ماشین شیم
ا.ت=باشه
جونگکوک ویو
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم ا.ت رو بردم عمارت خودم چون میدونستم عمارت بابام پر از آدم هست چون عمم و عموهای پول 💰 پسندم اونجا بودن
جونگکوک=ا.ت رسیدیم پیاده شو
ا.ت=باشه
ا.ت ویو
پیاده شدیم و رفتیم داخل عمارت اونقدر تاریک بود که جلوم رو نمیدیدم و از اتفاقاتی که قرار بود به سرم بیاد هم میترسیدم
جونگکوک=اینجا عمارت بزرگیه میتونی هروقت خواستی بهم سر بزنی و اینجا بمونی(جای کلید رو نشون داد)
ا.ت=مگه تو عمارت بابات زندگی نمیکنی؟
جونگکوک=الان دیگه نه بابام مرد و شغل مزخرفش رو به من داد
ا.ت=مگه شغلش چیه؟
جونگکوک=هیچی ولش کن
ا.ت=جونگکوک(لرزش و ترس)
جونگکوک=فهمیدم منظورت چیه نه باهات کاری ندارم راحت باش
ا.ت=با این حرفش یه نفس عمیق کشیدم و فهمیدم که انتخاب درست ترین انتخابه
- ۶.۹k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط