پارت بیستم

پارت : بیستم
( خبر به ته میرسه ، اون بشدت عصبانی میشه جوری که احساس میکرد داره منفجبر میشه ، فرماندشو احضار می‌کنه تا تنبیه اش کنه، تا به اونموقع هیچکس پادشاه خونسرد رو اینجوری ندیده بود)
( فرمانده میاد به قصر )
فرمانده: س .. س.. سرورم گفته بودید که بیام ...( ته با عصبانیت حرفشو قطع می‌کنه)
ته : به چه جرئتی اجازه دادی ملکه ی من از شهر خارج بشه ؟ ها؟ مگه نگفته بودم اگر اومد دروازه ی قصر رو روش ببندید ؟ ( با داد بشدت بلند)
فرمانده: ب..ب... باور کنید سرورم ما دروازه ی شهر رو روشن بستیم اما ملکه تون تهدید کرد اگر باز نکنیم شهر رو به خون می‌کشه ، حتی شمشیر هم کشید ، من .. من مجبور شدم نمی‌خواستم امنیت شهر ..( دوباره ته حرفش رو قطع می‌کنه)
ته: یعنی توی بی عرزه از پس ملکه ی من بر نیومدی؟( داد)( من موندم چجوری میخوای تو روی جنی نگاه کنی ، بچه جان🫤😭😂)
فرمانده: جسارته سرورم اما بانو ی شما شیرزنیه برای خودش ...
ته: نمک نریز بی عرزه... برو بیرون..(آخری رو با داد میگه)
فرمانده: چشم سرورم ...
( ته توی افکار خودش بود ، اینکه جنی اینجوری گستاخانه اونو تحقیر کرده بود و حتی فرمانده اش رو هم پس زده بود ته رو خیلی عصبانی میکرد ، حالا اون دیگه همسر ته بود و نبودش توی کشور ته مخصوصا اینکه ملکه ی یک کشور دیگه است علاوه بر اینکه به ضرر ته بود غرور ته رو هم خدشه دار می‌کرد)
( همونجور که ته توی افکار خودش بود در اتاق کارش رو زدند)
ته: بله؟
نامه رسون: سرورم براتون نامه آوردم..
ته: فعلا نه ..
نامه رسون: آخه از طرف بانو جنیه.....
ته : چی؟ باشه بدش به من....
( نامه رسون ، نامه رو به ته میده و می‌ره)
( نامه مثل همیشه با مهر تاج و مرکب گل رز مهر و موم شده بود اما چیزی که توجه ته رو جلب کرد این بود که با مهر قدیمی جنی بود نه مهر جدیدی که ته بهش داده بود ، البته ته توجهی نکرد و فکر کرد جنی احتمالا از لجبازی این مهر رو زده) ( خاااک تو سرتتتت سرنخ رو از دست دادی 🫤😂)
نامه :
سلام به پادشاه فرانسه ( تنه میزنه 😂)
احتمالاً الان که این نامه رو میخونی من همسر سابقت ، توی فرانسه ام ، محض اطلاع خبر دارم که به فرمانده هایت گفتی اجازه ی خروج ندن حالا خوب نگاه کن و ببین که دیگه توی خاک کشورت نیستم ( با ارز معذرت ، قهوه ایش کرد🫤😂✨)
من این نامه رو توی فرانسه نوشتم ، نمی‌دونم که تو کی متوجه ی حقیقت میشی اما مطمئن باش که اونموقع دیگه خیلی دیره ، من هیچوقت به قصد خیانت به اون خاک نیومدم، خودت هم خوب می‌دونی که لشکرم بشدت قدرتمند تر از لشکرته ، به سادگی می‌تونستم خاک فرانسه رو به نام خودم در بیاورم ، اما این کار رو نکردم به حرمت همین مدت کوتاهی که باهم بودیم ، به زودی وسایلی که پیشکش کرده بودی بدستت میرسه ، از جمله ی اون وسایل نامه ی طلاق هم میگم برات بیارم ، با آرزو ی خوشبختی تو و دخترخاله ی عزیزت
ملکه ی ایتالیا ، جنی کیم
( ته نامه رو خوند حقیقتا دوست داشت که حق با جنی باشه و حرف جنی رو باور کنه ، اما نمیتونست همه چیز خیلی خوب چیده شده بود ، و حالا ته پر از اندوه و خشم بود ، کسی رو که بشدت دوستش داشت و خب حقیقتا هنوزم دوستش داشت رو ، به سادگی داشت از دست میداد )
ته : عمرا بزارم از زیر دستم در بری جنی ، طلاق برای زجری که به من دادی کافی نیست ، باید بیای و بمونی ازدواج منو میلا ( دختر خاله ی عنشش😂) رو ببینی و تا از اعماق وجودت زجر بکشی!....
( ته تا قبلاً از این اصلا توی فکرش نبود که با میلا ازدواج بکنه ، اما خب رسماً جنی با نامه ای که داده بود این فکر رو توی سر ته انداخت)
( ته بعد از خودت نامه به سمت فرانسه راه افتاد باید هرچه زودتر جنی رو برمی‌گرداند)
...................................................................
دیروز اصلا وقت نکردم شرمنده که نزاشتم💋✨
و خب من زیاد اسپویل میکنم که هم کنجکاو تر بشید و هم کمی خیالتون راحت بشه😂✨💋
دیدگاه ها (۰)

پارت : نوزدهم( نامه ، نامه ی خیانت به کشورش بود. نامه نشون م...

پارت: هجدهم( جنی لباسش رو میپوشه و میاد بیرون ، تا بعد از ظه...

پارت :پنجم( بلاخره مراسم تموم شد ، و همه برگشتن ، و حالا ته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط