نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 42
+یاااا تهیونگ منظورت چیه؟ *بلند شد از جاش*
_همینی که گفتم. اگر نخوای بهم گوش بدی نمیزارم کلا ببینیش
+تهیونگ چرا اینجوری میکنی*رفت سمتش
_شاید اینجوری کمی از خشمم خوابید. حالا دیگه خودت میدونی*رفت روی تخت دراز کشید*
+تهیونگ الان واقعا جدی؟
_بله
+میخوای به آ جین چی بگی؟
_چیو؟
+اینکه من خیلی کم میتونم ببینمش و نمیتونه بیاد پیشم
_بهش میگم تو کاریت نباشه اما باید خودت بهش بگی باباش کیه
+هوم باشه..*مارا داشت از اتاق میرفت بیرون*
_کجا میری؟ *جدی
+بیمارستان.حداقل بزار توی بیمارستان هست پیشش باشم
_باشه ولی الان نمیتونی بری. استراحت کن بعد. بعدشم بدون اجازه ی من جایی هم نمیتونی بری
+هوففف
مارا رفت روی تخت دراز کشید و پشتش رو کرد به تهیونگ و پتو رو هم کشید روی خودش و خوابید.
...
~چند ساعت بعد~
~ساعت ۱۲:۱۵~

تهیونگ با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد. دکتر آ جین بود، سریع نشست روی تخت و صداش رو صاف کرد و جواب داد:
⊏سلام اقای کیم
_سلام
⊏ببخشید اینموقع بهتون زنگ زدم ولی ما باید تا یکساعت دیگه آ جین رو عمل کنیم باید بیاین و برگه رضایت نامه رو امضا کنین لطفا تا یکساعت دیگه خودتون رو برسونین
_باشه الان راه میافتم
⊏باشه*قطع کرد*
تهیونگ نگاهی به مارا انداخت میدونست اگر مارا پاشه و ببینه تهیونگ نیست میفهمه رفت بیمارستان و کلی نگران میشه پس تصمیم گرفت مارا رو بیدار کنه.
_مارا..مارا*ارمم تکونش میداد*
+بله؟ *خوابالو*
_پاشو باید بریم بیمارستان آ جین رو میخوان عمل کنن باید برگه ی رضایت نامه رو امضا کنم
+باشه..چی؟ *سریع بلند شد*
_بدو بدو حاضر شو باید سریع بریم بیمارستان
+باشه
مارا بلند شد و رفت wc دست و صورتش رو شست اومد بیرون موهاش رو شونه کرد و بست سریع لباسش رو پوشید. نگاهی به ساعت کرد دید ساعت ۱۲:۳۵ شب هست چشماش از تعجب گرد شده بود.
+از ظهر تا الان خواب بودم؟ *تعجب
_اره. بریم؟
+بریم
تهیونگ به اروپا سپرد که صبح به مادرش بگه که اینا کجا رفتن و...که نگران نشه اروپا هم گفت باشه بعدش تهیونگ و مارا سریع سوار ماشین شدن و به سمت بیمارستان راه افتادن.



ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ


لایک: ۲۰
کامنت: ۷
بازنشر: ۵
دیدگاه ها (۳)

نام فیک: مافیای جذاب منPart: 21Πخب پسرم تو فعلا به جونگکوک چ...

نام فیک: مافیای جذاب منPart: 22Πچند سالی گذشت و من اونجا زند...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 41_پات رو از در بزاری بیرون ازت شکایت...

فیک نویسهپیجش عالیهفالو شهhttps://wisgoon.com/rosaline_mh

نام فیک: عشق/نفرتPart: 32تهیونگ بخاطر مارا خدمتکارا رو اون ش...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 40مارا پیاده شد و رفت داخل خونه، تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط