نام فیک عشقنفرت

نام فیک: عشق/نفرت
Part: 40
مارا پیاده شد و رفت داخل خونه، تهیونگ هم پشت سرش وارد خونه شد.
مارا رفت بالا داخل اتاق تا تهیونگ خواست بره داخل اتاق گوشیش زنگ خورد. هایجین بود، جواب داد:
_بله؟ *جدی
☆سلام خوبید؟
_ممنون*جدی
☆حال آ جین چطوره؟
_خوبه فعلا بستریه
☆خب خداروشکر. اگر کاری داشتین حتما بهم بگین
_نه کاری نداریم ممنون*جدی
☆باشه. پس خداح..*تهیونگ تلفن رو قطع کرد
تهیونگ رفت توی اتاق دید مارا روی تخت دراز کشیده و توی فکره.تهیونگ داشت دکمه های لباسش رو باز میکرد و پشت به مارا بود و گفت:
_مارا*جدی
+...*توی فکره*
_مارا*بلند
*تهیونگ که دکمه های لباسش کلا باز کرده بود برگشت سمت مارا*
+ب.بله؟ *نگاش کرد*
_ی سوال میپرسم راستشو بهم بگو*جدی
+بپرس
_بابای واقعی آ جین کیه؟
+بهت که گفتم کیه چند بار بگم*پتو رو کشید روی خودش*
_گفتم راستشو بگو*بلند و عصبی
مارا نشست روی تخت و با اخم نگاش کرد و گفت:
+میشه بگی چت شده؟از وقتی که رفتی برگه ی ازمایش رو بگیری بیای کلا عوض شدی چت شده؟ *اخم
_نمیخوای بگی دیگه نه؟ *عصبی
+اره..اره..تو باباشی خب که چی؟ *داد
_پس چرا...*مارا نزاشت تهیونگ حرفش رو کامل بگه*
+میخواستی چیکار کنی ها؟ *داد
+تو از همون اولم بچت مهم بود نه من*داد
+میخواستی برام جبران کنی اینجوری*داد
+اگر من خیلی برات مهم بودم نباید اون کار رو میکردی که من فرار کنم. میدونی چرا اون بچه لک خون توی سرش به وجود اومده؟ بخاطر اون تصادف لعنتی بخاطر تو*کیفش رو برداشت*
+من میرم هیچکاری هم نمیتونی بکنی اون بچه هم بچه ی منه نه بچه تو*جدی
مارا از اتاق زد بیرون و رفت پایین و به سمت در رفت. تمام خدمتکارا از صدای داد و بیدادشون تعجب کرده بودن و از این شدت عصبی بودن مارا برگاشون ریخته بود.
اجوما اومد بره سمتش و بپرسه چی شده که انقد مارا تند راه میره که به در میرسه.
مارا به در که رسید تا خواست در رو باز کنه با حرف تهیونگ سر جاش وایستاد



ᰔᩚامیدوارم خوشتون بیادᰔᩚ



لایک: ۱۹
کامنت: ۷
بازنشر: ۵
دیدگاه ها (۰)

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 19همینجوری بهش شلاق م...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 20€جونگکوک تکون نخور ...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 39مارا در حال صحبت با دکتر بود که با ...

نام فیک: مافیای جذاب منChapter: 1Part: 18λدختره ی هرزه*داد+ا...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 32تهیونگ بخاطر مارا خدمتکارا رو اون ش...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 35_نه شام واستین بعد از شام بگین کارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط