" پرواز قوها "
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۷۰
ویو راوی
نورا تا حرفش تموم شد چشمش به چیزی خورد و رفت سمتش که تهیونگ گفت
_ کجا میری ؟
نورا از مغازه دراومد و رفت سمت کامیونت و تا خواست یکی از گونی ها رو برداره تهیونگ گفت
_ چیکار میکنی ؟ .........این کار تو نیست
+اعههه ........میخوام کمک کنم دیگه
_ نمیشه عزیزم .........کمرت میگیره
+نه نمیگیره ........ بزار بردارم دیگه
_ ای خدااا .......من چه گیری افتادم ها .......کمرت میگیره ها
+ نمیگیره نترس
تهیونگ دیگه نتونست جلوی نورا رو بگیره و
نورا گونی رو محکم گرفت و همین که بلند کرد گفت
+ تهیونگگگ .....بگیرش
تهیونگ سریع گونی رو از دست نورا گرفت و گذاشت یه طرفه دیگه
_ چیشد ؟
نورا توی همون حالت خمیده دستشو روی کمرش گذاشت و گفت
+اخ اخ .....کمرم
و به کمک تهیونگ وارد مغازه شد
+ اخ اخ ......کمرم گرفت .....تهیونگ
_ جانم ....ببخشید ببخشید
+همش تقصیره توعه ......نباید میذاشتی من اونو بلند کنم
_ منکه بهت گفتم بلندش نکن ولی خب ببخشید
با احتیاط روی صندلی نشست و گفت
+ ایییی .......خدایا کمرممم ......
_ بزار برات قرص بیارم
تهیونگ سمت کشوی پیشخوان رفت و قرص مسکنی رو برداشت و لیوان رو پر از آب کرد و به نورا داد
_ بیا بگیرش این قرص ......اینم آب
+ ممنون
نورا قرص رو از تهیونگ گرفت و همراه با اب قورتش داد
+اخ اخ .......این کمر دیگه کمر نمیشه
_ چیزی نیست خوب میشه عزیزم
مرد وارد مغازه شد و به سمت نورا و تهیونگ اومد و گفت
... : ما تمام سفارش هاتون رو تحویل دادیم ........لطفا اینجا رو امضا کنید
تهیونگ خودکار رو برداشت و جایی که مرد نشون داد رو امضا کرد
... : ممنونم ازتون خدانگهدار
+ خسته نباشید
بعد از اینکه مرد خدافظی از مغازه خارج شد و نورا گفت
+الان چطوری شیرینی ها رو درست کنم
_ یه ذره استراحت کن بعد ببینیم چی میشه
+ باشه
نورا به حرف تهیونگ گوش داد و چند دقیقه ای استراحت کرد تا اینکه ..........................
شرط
۱۰ لایک
۷ کامنت
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۷۰
ویو راوی
نورا تا حرفش تموم شد چشمش به چیزی خورد و رفت سمتش که تهیونگ گفت
_ کجا میری ؟
نورا از مغازه دراومد و رفت سمت کامیونت و تا خواست یکی از گونی ها رو برداره تهیونگ گفت
_ چیکار میکنی ؟ .........این کار تو نیست
+اعههه ........میخوام کمک کنم دیگه
_ نمیشه عزیزم .........کمرت میگیره
+نه نمیگیره ........ بزار بردارم دیگه
_ ای خدااا .......من چه گیری افتادم ها .......کمرت میگیره ها
+ نمیگیره نترس
تهیونگ دیگه نتونست جلوی نورا رو بگیره و
نورا گونی رو محکم گرفت و همین که بلند کرد گفت
+ تهیونگگگ .....بگیرش
تهیونگ سریع گونی رو از دست نورا گرفت و گذاشت یه طرفه دیگه
_ چیشد ؟
نورا توی همون حالت خمیده دستشو روی کمرش گذاشت و گفت
+اخ اخ .....کمرم
و به کمک تهیونگ وارد مغازه شد
+ اخ اخ ......کمرم گرفت .....تهیونگ
_ جانم ....ببخشید ببخشید
+همش تقصیره توعه ......نباید میذاشتی من اونو بلند کنم
_ منکه بهت گفتم بلندش نکن ولی خب ببخشید
با احتیاط روی صندلی نشست و گفت
+ ایییی .......خدایا کمرممم ......
_ بزار برات قرص بیارم
تهیونگ سمت کشوی پیشخوان رفت و قرص مسکنی رو برداشت و لیوان رو پر از آب کرد و به نورا داد
_ بیا بگیرش این قرص ......اینم آب
+ ممنون
نورا قرص رو از تهیونگ گرفت و همراه با اب قورتش داد
+اخ اخ .......این کمر دیگه کمر نمیشه
_ چیزی نیست خوب میشه عزیزم
مرد وارد مغازه شد و به سمت نورا و تهیونگ اومد و گفت
... : ما تمام سفارش هاتون رو تحویل دادیم ........لطفا اینجا رو امضا کنید
تهیونگ خودکار رو برداشت و جایی که مرد نشون داد رو امضا کرد
... : ممنونم ازتون خدانگهدار
+ خسته نباشید
بعد از اینکه مرد خدافظی از مغازه خارج شد و نورا گفت
+الان چطوری شیرینی ها رو درست کنم
_ یه ذره استراحت کن بعد ببینیم چی میشه
+ باشه
نورا به حرف تهیونگ گوش داد و چند دقیقه ای استراحت کرد تا اینکه ..........................
شرط
۱۰ لایک
۷ کامنت
- ۱.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط