فرشته نجات

🪽 فرشته نجات 🪽


Part 9

بعد تحویل اون کتاب به مشتری کلی مشتری دیگه هم امدن و کارشونو راه انداختیم و اخرین مشتری هم امد و رفت .اینطور که من فهمیدم اوج کار اینجا از ساعت ۲ تا ۴:۳۰ .
خوبه اون غذا هارو خوردم وگرنه الان غش کرده بودم کف زمین.
یه لحظه یه دل درد بدی به همراه سرگیجه امد سراغم . نه نه الان نه ترو خداااا . امروز چندمهه؟ وایسا سیزدهمه . وایییییی همین این وسط کم بود که قربونش برم خودش فهمید امد . درسته عادت ماهانه شدم . اصلا عالیههه بینظرههه .تنها شانسی که اوردم اینه که دارو خونه روبه رویه اینجاست وگرنه بدبخت بودم .
سریع کیف پولمو برداشتمو محض احتیاط که بدبخت تر از این نشم کتمو دراوردم و بستم دور کمرم و رفتم سمت در کتابخونه ‌.

یونگی 🪽 کجا میری دختر ؟

ات ✨ میرم الان زود میام کارم واجبه ‌.

یونگی 🪽 میخوای جیمینم بیاد ؟

ات ✨ نه نه خودم باید برم زود میام به خدا.
یونگی 🪽 باشه
بعد حرفش سری تکون دادمو سریع درو باز کردمو رفتم بیرون . سریع رفتم داروخونه و یه بسته پد گرفتم و زیر لباسم قایم کردمو برگشتم سمت کتابخونه . درو باز کردم و رفتم تو .
ات ✨ دوباره سلام ‌.

یونگی 🪽 چه زود امدی .

ات ✨ اره دیگه ما اینیم دیگه ... یه لحظه الان دوباره میام .

یونگی 🪽 نچ باز در رفت .
سریع رفتم سمت کیفمو شلوار ورزشمو برداشتم و بعد رفتم دستشویی و با عامل خوشبختی هر ماهم روبه رو شدم . اگه امروز ورزش نداشتیم الان بدبخت بودم .
سریع یه پد گذاشتم و دامنمو با شلوارم تعویض کردمو کت و دامنمو تا کردم . یه روز لباس نیاوردما . امدم بیرون که دیدم یونگی وایساده جلو در دستشویی .

یونگی 🪽 بدو برو دراز بکش .

ات ✨ چرا؟

یونگی 🪽 هعییی خدا بدو برو میگم .
یعنی فهمید؟ خاک تو سرمممم خاک عالم تو سرم . نیم گرم ابرو داشتم اونم دود شد رفت هوا . سرخ شدن گونه هامو حس کردم .
ات ✨ چ..چشم .

بزور زیر نگاه خیره‌اش رفتم تو اتاق و کت و دامنمو گذاشتم تو کیفم و دراز کشیدم.
تقه ای به در خورد و یونگی با یه پتو وارد شد .
بدون حرفی امد سمتم و پتو رو انداخت روم . سعی کردم بشینم .

یونگی 🪽 دراز بکش .... بابت همچین موضوعی هم خجالت نکش خب؟ یه چیز طبیعیه .
وایییییی رسما به چوخ الهی رفتم . اولش گونه هام سرخ شده بود ولی الان احساس میکنم کل صورتم سرخ شده .
ات ✨......
هیچی نتونستم بگم در نتیجه سکوت کردم .

یونگی 🪽 می خوام یه چیزی بهت بگم اگه مشکلی نداری . یا میخوای استراحت کن بعدا میگم . هر طور راحتی .
بسم الله الرحمن الرحیم چی میخواد بگه یعنی ؟ خداااا امروز تکمیله ضرفیتم ممنون میشم چیز دیگه ای اضافه نکنی ‌.

ات ✨بگو مشکلی ندارم (کمی خجالت)

یونگی 🪽 خب راستش ... چطوری بگم که الان نگی خودخواهی و بی احساسی و از احساسات هیچی سرت نمیشه و نمیتونی کسی رو درک کنی و هنوز یک روز بیشتر نیست منو دیدی این چه حرفاییه که میزنی و اینجور چیزا. چون واقعا کارم گیره . فقط یه کمک کوچولو ازت میخوام که از نظرت خیلی گندس . نمیخوام هم فک کنی میخوام سوءاستفاده کنم ....

کمی خودمو کشیدم بالا و نشستم .

ات ✨ کی گفته کی بی احساسی؟ مهربون ‌ترین و با درک ترین مردی هستی که تا الان دیدم . بعدشم بالاخره یجوری من باید زحمتایی که این ۲ روز برام کشیدین رو جبران کنم دیگه . بگین تا کمکی از دستم بر میاد انجام بدم .

یونگی 🪽 واقعا از دید تو من...بی احساس نیستم ؟
ات ✨ نه کی گفته که بی احساسی ؟

یونگی 🪽 همه البته به غیر از تو و جیمین.

ات ✨ همه غلط کردن ، حالا میگی ؟
وایییی این چی بود من گفتم ؟ وایییی ریدم که دوباره . لبخندی رو لبش نشست و قبل کامل شدنش سریع جمش کرد . اخه چرااا میزاشتی خنده تم ببینم دیگه .

یونگی 🪽 .....


ادامه داره 🪽🤍🪽

شرط
۱۵ لایک
۱۵ کامنت
3 بازنشر

⭐کامنتا و بازنشرا نرسه نمیزارم .حمایت؟
دیدگاه ها (۱۷)

بچه ها من امروز خیلی سعی کردم پارت بزارم ولی پارت ها نمیان😢

🪽فرشته نجات🪽Part ¹⁰یونگی 🪽 اره الان میگم...(نفس عمیق)ات میدو...

🦋 Wounded butterfly 🦋Part ²²ویو جونگ‌کوک 🌕 وقتی رسیدم رفتم س...

واییییی میمیرم برا swim 🛐🛐🛐🛐🛐✨✨✨🥹🌊🌊🌊

چشمام رو وا کردم و دیدم تو اتاقم نیستم پاشدم رفتم مدرسه مایک...

🪽فرشته نجات🪽Part ¹⁶یونگی 🪽 هیچی فقط مراقب دخترتون ات باشید ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط