My lovely neighbor part : 6
+ من مطمئن نیستم که اگه عشق ورزیدن کسی کم و زیاد بشه یا کسی تو رو ول کنه به این معنیه که اون هیچ وقت دوست نداشته
من نمیدونم که این چطور ممکنه که عشق ورزیدن به کسی رو بشه متوقف کرد. من سعی کردم روی این سوالا کار کنم ولی در کل اینه که اگه کسی فریبت بده به این معنی که دوست نداره
اون بهم خیره شد و گفت: > اره
پوزخندی زدم و با آرنجم بهش زدم
+ خبر خوب چیه؟ تو خیلی جوونی و هنوز یه عالمه وقت برای پیدا کردن شخص مناسب داری تو الان توی سن خیلی سختی هستی شاید سخت ترین مرحله توی زندگیت هر دوی شما توی مرحله تغییر هورمون هستید و بعد معلوم میشه واقعا کی هستید
> تو چی؟
+ من چی؟
> تو هم کس دیگه ای رو پیدا میکنی؟
+ نه
ساکت شدم و طرف پایین و کفش هام نگاه کردم
+ فکر نمیکنم پیدا بکنم
> چرا که نه؟
چطوری میتونستم امید این دختر رو از بین ببرم؟ چطوری میتونستم بگم که فکر نمیکنم بتونم به مرد دیگه ای اعتماد بکنم؟ این جزو شخصیت من بود و من نمیتونستم این دختر رو با کوه بددلی خودم آلوده کنم
+ می دونی چیه؟ ممکنه هر چیزی اتفاق بیفته
و لبخند زدم
جیا گفت: من فقط دو دقیقه برای این که گریم قبل از اجرام تموم بشه وقت دارم ولی بهم بگو . چه خبرا؟
یه کم پیش من به خواهرم اس ام اس داده بودم که :
هیچ وقت این رو باور نمیکنی بهم زنگ بزن
این درست بعد از کشف کردن هویت صاحب خونه ام بود
÷ خب تو آرتیست عصبی رو یادت میاد؟
÷ زدیش؟
+ نه
÷ پس چی؟
+ معلوم شد که اون صاحب ساختمونه
÷ امکان نداره
+ این خوب نیست
÷ چرا که نه؟ من فکر میکنم این عالیه
+ اون وقت چرا؟ حالا دیگه هیچ وقت نمیتونم اون سگها رو خفه کنم
÷ نه منظورم اینه وقتی که باهم شروع کنین دیگه لازم نیست اجاره بدی
+ من هیچ وقت با اون شروع نمیکنم چون اون به کله خره اگه یه وقتی هم بر فرض محال با اون باشم...اجاره نمیدم و این منو مثل به هرزه میکنه
اون خندید
÷ اممممممم؟
+ چیه؟
÷ میدونی؟ س*کس خشن بهترین س*کسه
+ آره، اینو قبلا گفته بودی اممممم....خب نمیتونم بگم که دوست ندارم تجربه ش کنم
÷ خب وقتی که میخوای با... اسمش چی بود؟
+ تهیونگ اسمش اینه من با تهیونگ س*کس خشن نمیکنم
÷ تهیونگ؟
+ اره
÷ اصلا تا حالا از چیزی خوشحال شده؟
با نیشخند گفتم: + دقيقا
÷ ولی این هم جذابه لعنتي....اونا منو صدا کردن باید برم
+ برو بتركون
÷ صاحب خونه رو بگا
+ تو یه ابلهی
÷ عاشقتم
+ منم همین طور
حرف زدن با خواهرم همیشه حال من رو خوب میکنه
به ساعت قبل از جلسه ی تلفن درمانی تصمیم گرفتم که از خونه بیرون برم تو راه پله ها با موری سرایدار ساختمان برخورد کردم اون پله ها رو جارو میکشید و سوت میزد.
+ سلام موری
کلیدهایی که نگه میداشت به هم میخوردن و دینگ دینگ صداشون در می اومد
< سلام خانوم خوشگله
+ تو معمولا سه شنبه ها کار نمی کنی
< آره ولی رئیس گذاشته به چند ساعت بیشتر کار کنم
+ امممم رئيس؟ منظورت T. Kim
< اره تهیونگ
سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
اگر پارت هدیه میخواین لایک هاتون بالای 36 تا برسونید عزیزان
حمایت رمان جفت خونآشام من فراموش نشه خوشگلا
من نمیدونم که این چطور ممکنه که عشق ورزیدن به کسی رو بشه متوقف کرد. من سعی کردم روی این سوالا کار کنم ولی در کل اینه که اگه کسی فریبت بده به این معنی که دوست نداره
اون بهم خیره شد و گفت: > اره
پوزخندی زدم و با آرنجم بهش زدم
+ خبر خوب چیه؟ تو خیلی جوونی و هنوز یه عالمه وقت برای پیدا کردن شخص مناسب داری تو الان توی سن خیلی سختی هستی شاید سخت ترین مرحله توی زندگیت هر دوی شما توی مرحله تغییر هورمون هستید و بعد معلوم میشه واقعا کی هستید
> تو چی؟
+ من چی؟
> تو هم کس دیگه ای رو پیدا میکنی؟
+ نه
ساکت شدم و طرف پایین و کفش هام نگاه کردم
+ فکر نمیکنم پیدا بکنم
> چرا که نه؟
چطوری میتونستم امید این دختر رو از بین ببرم؟ چطوری میتونستم بگم که فکر نمیکنم بتونم به مرد دیگه ای اعتماد بکنم؟ این جزو شخصیت من بود و من نمیتونستم این دختر رو با کوه بددلی خودم آلوده کنم
+ می دونی چیه؟ ممکنه هر چیزی اتفاق بیفته
و لبخند زدم
جیا گفت: من فقط دو دقیقه برای این که گریم قبل از اجرام تموم بشه وقت دارم ولی بهم بگو . چه خبرا؟
یه کم پیش من به خواهرم اس ام اس داده بودم که :
هیچ وقت این رو باور نمیکنی بهم زنگ بزن
این درست بعد از کشف کردن هویت صاحب خونه ام بود
÷ خب تو آرتیست عصبی رو یادت میاد؟
÷ زدیش؟
+ نه
÷ پس چی؟
+ معلوم شد که اون صاحب ساختمونه
÷ امکان نداره
+ این خوب نیست
÷ چرا که نه؟ من فکر میکنم این عالیه
+ اون وقت چرا؟ حالا دیگه هیچ وقت نمیتونم اون سگها رو خفه کنم
÷ نه منظورم اینه وقتی که باهم شروع کنین دیگه لازم نیست اجاره بدی
+ من هیچ وقت با اون شروع نمیکنم چون اون به کله خره اگه یه وقتی هم بر فرض محال با اون باشم...اجاره نمیدم و این منو مثل به هرزه میکنه
اون خندید
÷ اممممممم؟
+ چیه؟
÷ میدونی؟ س*کس خشن بهترین س*کسه
+ آره، اینو قبلا گفته بودی اممممم....خب نمیتونم بگم که دوست ندارم تجربه ش کنم
÷ خب وقتی که میخوای با... اسمش چی بود؟
+ تهیونگ اسمش اینه من با تهیونگ س*کس خشن نمیکنم
÷ تهیونگ؟
+ اره
÷ اصلا تا حالا از چیزی خوشحال شده؟
با نیشخند گفتم: + دقيقا
÷ ولی این هم جذابه لعنتي....اونا منو صدا کردن باید برم
+ برو بتركون
÷ صاحب خونه رو بگا
+ تو یه ابلهی
÷ عاشقتم
+ منم همین طور
حرف زدن با خواهرم همیشه حال من رو خوب میکنه
به ساعت قبل از جلسه ی تلفن درمانی تصمیم گرفتم که از خونه بیرون برم تو راه پله ها با موری سرایدار ساختمان برخورد کردم اون پله ها رو جارو میکشید و سوت میزد.
+ سلام موری
کلیدهایی که نگه میداشت به هم میخوردن و دینگ دینگ صداشون در می اومد
< سلام خانوم خوشگله
+ تو معمولا سه شنبه ها کار نمی کنی
< آره ولی رئیس گذاشته به چند ساعت بیشتر کار کنم
+ امممم رئيس؟ منظورت T. Kim
< اره تهیونگ
سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
اگر پارت هدیه میخواین لایک هاتون بالای 36 تا برسونید عزیزان
حمایت رمان جفت خونآشام من فراموش نشه خوشگلا
- ۲۰.۲k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط