یک طرف تختم هنوز همیشه سرد است. تو هنوز همیشه نیستی. و من

یک طرف تختم هنوز همیشه سرد است. تو هنوز همیشه نیستی. و من هنوز منتظرم که عادت کنم. که دستم دنبال بدنت نگردد. که بفهمم دیگر پوست سردت نمی‌چسبد به من و توی گردنم نفس نمی‌کشی و لک سفید روی گردنم را نمی‌بوسی.
اما عزیزم، پیراهنم برای بدن نحیفت بسیار دلتنگ است...

و شب بخیر به مهره‌های کمر او که نبوسیدیم و می‌دانستیم خیری در نکبت دوری برای ما نیست.
دیدگاه ها (۳)

قسمت غم انگیز تنهایی، "بی‌پناهی" است. این‌که یک شب، یک روز، ...

قسمت غم انگیز تنهایی، "بی پناهی" است..این که یک شب، یک روز، ...

قسمت غم انگیز تنهایی، "بی‌پناهی" است. این‌که یک شب، یک روز، ...

پارت ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط