𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

**پارت 9**
*دوسش داری؟

+ آره... چطور؟

- هیچی.

& دخترم، اینجایی؟ کجا رفته بودی؟

+ هیچی مادر جان، رفته بودم پیش دوهیون.

& حالش خوب بود؟

+ آره، خداروشکر.

& هوف... خداروشکر. بیا، برو وصیت‌نامه رو بخون.

+ مگه نباید دست راست مادربزرگ بخونه؟

& من گفتم تو بخونی. برو دیگه.

+ ماماننننن...

(هوفففففف)

+ سلام... ببخشید که رفتم بیرون. یه نفر بود که باید حتماً می‌دیدمش...
خب، شروع کنیم.

(پاکت رو باز می‌کنه)

**داخل پاکت**

(سلام...

اگر دارید این نامه رو می‌خونید، یعنی من دیگه کنار شما نیستم.
98 سال زندگی کردم و حالا فقط چند خط برای آخرین حرف‌هام با شما باقی مونده.

جونگکوک عزیزم، زمین هزار متری در دگو برای توئه.

لیا، دخترکم، خونه‌ای در بوسان برای تو گذاشتم. می‌دونم سال‌ها از من دور بودی... کاش فرصت بیشتری برای دیدنت داشتم.

و دویون...
تمام دارایی‌های خاندان بلک‌وود و عمارت رو برای تو گذاشتم.

اما بدونید، من بعضی رازها رو با خودم به خاک می‌برم...
رازهایی که شاید بعد از رفتنم، همه‌چیز رو تغییر بدن.

و به سوا...................

و بدونید

همه‌چیز از بلک‌وود شروع شد...)

+ و تمام.

& افرین دختر قشنگم(زیر لب)

* هعیییی دختر قشنگم


* مراسم تموم شد همه میتونید بروید.... برو دیگه

دست راست بون سوک: جان.. بله چشم.

**ویو دویون**

* چیه؟ چرا زنگ زدی؟

؟ میشه همه‌چی تموم شه؟

* چی میگی؟

؟ می‌خوام بیام.
-------------------------------------------------
بچه ها علامت سوال گذاشتم یعنی ناشناس
شرط های پارت 8 و9
𝑹𝒆𝒑𝒐𝒔𝒕 • 3
𝑪𝒐𝒎𝒎𝒆𝒏𝒕 • 10
𝑳𝒊𝒌𝒆 • 15
مرسی قشنگام بای بای
دیدگاه ها (۰)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

عرررررر سلام خوبید اومممم میخوام خودمو معرفی کنم😐 خیلی خب بگ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط