𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت 5

#نههههههههه

پایان شکنجه

ویو لیا

+چییی؟! الان حالش خوبه؟

&آره دخترم، فقط فکر نکنم بتونه با اون زخما بیاد.

+خب اون که اشکالی نداره. بهتر! واییی مامان، من دیگه حالم خوبه، بریم دیگه!

&باشه، چرا نق می‌زنی؟ بریم.

ویو داخل ختم

کسانی که حضور دارن:

(مرد ناشناس، خاندان سوهو، خاندان بلک وود شامل لیا، سو هی، دویون، کام جون و جونگکوک، خاندان چری، خاندان سولی و خاندان وایت‌سورد. این سه خاندان از دوستان صمیمی یون سوک بودن.)

ویو لیا

(همین که وارد ختم شدم، همه به احترامم تعظیم کردن. حس خوبی داشت... ولی وایسا، عمویم اینجاست؟! اینجا چیکار می‌کنه؟! مردک دیوونه...
باید برم برای سخنرانی. دوباره استرس گرفتم، لعنتی!)

+سلام... من لیا هستم، از خاندان بلک وود و وارث این خاندان.

(نگاهی به عکس مادربزرگم می‌کنم و بغضم می‌گیره.)

+نمی‌دونم چی باید بگم...
مادربزرگم همیشه باور داشت من می‌تونم از پس همه‌چیز بربیام، حتی وقتی خودم به خودم باور نداشتم.

+یازده سال ازش دور بودم و همیشه فکر می‌کردم برای جبران کردن وقت دارم...
ولی امروز فهمیدم بعضی وقتا «بعداً» دیگه وجود نداره.

(اشکم سرازیر میشه.)

+مادربزرگ... کاش زودتر برمی‌گشتم.
دوستت دارم... و هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم.

همه دست میزنن.

*آفرین...

+مرسی...

(اون مرده کیه؟! وایسا... چرا این‌قدر آشناست؟)

مرد ناشناس سریع از اونجا خارج میشه.

(لعنتی، چقدر سریع رفت! ولش کن.)

=کجا رفتی؟!

+هیچی. یه نفر با یه تیپ خیلی لوکس و خفن داشت ما رو نگاه می‌کرد، کلاهش هم نصف صورتشو پوشونده بود. موقع سخنرانی منم یه لبخند مرموز زد.

=عجب... شاید مخفیانه دوستت داره.

(با یه لبخند چندش)

+سوهووووو! چی میگی؟! می‌زنمتا!

=ببین، بابام اونجا نشسته.

+قبل از اینکه بیاد سراغ من، بابام کارشو ساخته!
عزیزممممم...

(با لحن لوس و عشوه‌ای)

=اوووو، ترسیدمممم!
ببخشید بچه ها دیشب پارت نزاشتم چون نصفه شب بود دیگه حال نداشتم بجاش امروز براتون پارت میزارم
دیدگاه ها (۱۴)

عزیز ترین دشمن من : ...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

✈️ چند روز بیشترپارت ۵ چند ساعت بعد، لیا هنوز بین قفسه‌ها می...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۴ویو لیاـ لیا: چپ راستتو ببین...

خانواده ی کیبوتسوجی فصل ۲ قسمت ۱ :بعد از سال ها🗣😹عکس پستر هم...

لبخند قاتلپارت³⁸ویو سلینصبح زودتر از همیشه بیدار شدم.اما تما...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟗« قراره بزودی ببینمت با زندگی خوبت خداحاف...

عشق مافیا:)))پارت ۲نونا: ات چطوری؟ ات:کثافت چرا امروز نیومدی...

چند پارتی درخواستی

پارت نهم ویو ات +۰ داشتم با دخترا درباره این وضعیت فاکی حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط