دلم گرفته است به ایوان میروم ...

دلم گرفته است به ایوان میروم ...

اما نه !!
ما که ایوان نداریم
ازپس این شیشه های دوجداره
فقط دود پیداست ...

چگونه میشود انگشت بر پوست کشیده ی شب کشید ؟؟!

وقتی شب از پس سیاهی دل
مردمان این شهر پیدا نیست ...

فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

درخواستی

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

وقتی لب تو خنده زد

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط