🎼 قسمت سوم: ملودی بینام – رز (روزی)
🎼 قسمت سوم: ملودی بینام – رز (روزی)
نیمهشب بود. همهجا ساکت. فقط صدای زدنِ آروم سیمهای گیتار، توی اتاق تمرین میپیچید.
روزی، با موهای پریشون و بلوز گشاد، خم شده بود روی دفتر نتهاش. آهنگی که داشت مینوشت، یه چیزی فرق داشت با همهی کارای قبلی.
این بار… صداش بغض داشت.
هر کلمهش از یه خاطره بود. از نگاههایی توی راهرو، از سکوتهای بعد از تمرین، از اون یکی که همیشه پشت میکسبرد میایستاد و فقط گوش میداد…
مینجون. همکار آهنگساز جدیدِ تیم، ساکتترین عضو پشت صحنه.
اون کسی که همیشه تهِ جلسه فقط یه جمله میگفت، ولی حرفش از همه بیشتر تاثیر داشت.
روزی مدتها بود عاشقش بود. نه اون عشقهای کلیشهای. یه عشق عمیق، ساکت، هنرمندانه.
اما اون هیچوقت حتی یه حرف نزد. چون روزی میدونست، احساسات اگه وارد کار بشن، خراب میکنن. مخصوصاً برای کسی مثل اون.
ولی اون شب، تصمیم گرفت آهنگ رو بخونه. یه اجرای تستی، فقط برای تیم.
صداش لرزید. اما ادامه داد. چون این بار، صداقت ارزش ریسک داشت.
وقتی خوند، همه ساکت شدن. حتی لیسا و جنی هم یه لحظه به هم نگاه کردن.
مینجون از پشت میکسبرد بلند شد. حرفی نزد. فقط یه لبخند خیلی آروم زد… و رفت.
روزی همه چی رو باختهش دید. فکر کرد صداش زیادی صادق بود.
ولی یه هفته بعد، یه فایل بینام به ایمیلش اومد. با یه قطعهی تنظیمشده. ملودی خودش، ولی توش سازهایی بود که خودش بلد نبود… و یه یادداشت دستنویس:
> «من هیچوقت بلد نبودم حرف بزنم. ولی تو صدام دادی. این آهنگ، مال دوتامونه.»
روزی تا صبح گریه کرد. نه از غم… از اینکه بالاخره یه نفر، صدای سکوتشو شنیده بود.
---
حالا وقتشه بریم سراغ قسمت آخر...
🌙 جیسو – "سکوت در نور"
داستان دختری که همیشه محکم بود، ستون بقیه…
ولی خودش؟ شاید از همه بیشتر دلش یه تکیهگاه میخواست.
بگم برات؟ آمادهای واسه پایان این قصهی بنفش؟ 💜
نیمهشب بود. همهجا ساکت. فقط صدای زدنِ آروم سیمهای گیتار، توی اتاق تمرین میپیچید.
روزی، با موهای پریشون و بلوز گشاد، خم شده بود روی دفتر نتهاش. آهنگی که داشت مینوشت، یه چیزی فرق داشت با همهی کارای قبلی.
این بار… صداش بغض داشت.
هر کلمهش از یه خاطره بود. از نگاههایی توی راهرو، از سکوتهای بعد از تمرین، از اون یکی که همیشه پشت میکسبرد میایستاد و فقط گوش میداد…
مینجون. همکار آهنگساز جدیدِ تیم، ساکتترین عضو پشت صحنه.
اون کسی که همیشه تهِ جلسه فقط یه جمله میگفت، ولی حرفش از همه بیشتر تاثیر داشت.
روزی مدتها بود عاشقش بود. نه اون عشقهای کلیشهای. یه عشق عمیق، ساکت، هنرمندانه.
اما اون هیچوقت حتی یه حرف نزد. چون روزی میدونست، احساسات اگه وارد کار بشن، خراب میکنن. مخصوصاً برای کسی مثل اون.
ولی اون شب، تصمیم گرفت آهنگ رو بخونه. یه اجرای تستی، فقط برای تیم.
صداش لرزید. اما ادامه داد. چون این بار، صداقت ارزش ریسک داشت.
وقتی خوند، همه ساکت شدن. حتی لیسا و جنی هم یه لحظه به هم نگاه کردن.
مینجون از پشت میکسبرد بلند شد. حرفی نزد. فقط یه لبخند خیلی آروم زد… و رفت.
روزی همه چی رو باختهش دید. فکر کرد صداش زیادی صادق بود.
ولی یه هفته بعد، یه فایل بینام به ایمیلش اومد. با یه قطعهی تنظیمشده. ملودی خودش، ولی توش سازهایی بود که خودش بلد نبود… و یه یادداشت دستنویس:
> «من هیچوقت بلد نبودم حرف بزنم. ولی تو صدام دادی. این آهنگ، مال دوتامونه.»
روزی تا صبح گریه کرد. نه از غم… از اینکه بالاخره یه نفر، صدای سکوتشو شنیده بود.
---
حالا وقتشه بریم سراغ قسمت آخر...
🌙 جیسو – "سکوت در نور"
داستان دختری که همیشه محکم بود، ستون بقیه…
ولی خودش؟ شاید از همه بیشتر دلش یه تکیهگاه میخواست.
بگم برات؟ آمادهای واسه پایان این قصهی بنفش؟ 💜
- ۲.۱k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط