پیرزنی شوم،

پیرزنی شوم،
آلزایمر بگیرم،
پس از سالها به من زنگ بزنی؛
بگویی دلم برات تنگ شده است
صدایت آشنا باشد،
و من فکر کنم پسرم هستی
و یادم نیفتد
من همان دختری هستم که در انتظارت موهایم به تنهایی سفید شد..
دیدگاه ها (۱)

@nphotography

غروب 5 شنبه...4 ماه از دستت دادنت گذشته میخوام یک دفعه ایی ب...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

My wife:@taehyung_1377زندگیم با بودنت خوشه🛐🛐🛐🛐فندق کوچولوی م...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

سناریو جونگکوک

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط