@nphotography

دلم برات تنگ شده، ولی بهت پیام نمی‌دم…
نه از روی غرور، فقط نمی‌دونم بعد از اون خداحافظی، دیگه حق دارم دلم برات تنگ بشه یا نه.

قربون صدقه‌ات میرم، ولی هنوز ازت ناراحتم.
خیلی به اتفاقای خوبی که برام رقم زدی فکر می‌کنم و هر بار قلبم از خوشی تیر می‌کشه که چقدر قشنگ بود بودنت توی زندگیم.
هنوزم به یه دونه بودنت، به محبت و مهربونیت اطمینان دارم؛ فقط ازت رنجیدم، همین.

تو تنها کسی بودی که واقعاً آرامشم بودی.
هنوزم خیلی وقتا ناخودآگاه گوشیمو چک می‌کنم ببینم پیامی ازت اومده یا نه.
هنوز ته دلم منتظرم خودت بیای و حرف بزنی، شاید این فاصله‌ای که افتاده بینمون تموم بشه.....
ولی یه چیزی هست…
اگه همین الان پیام بدی، ممکنه جواب ندم.........

دلم می‌خواد بدونی که با همه‌ی این ناراحتی، هنوز همون آدمی هستی که با فکر کردن بهش دلم آروم می‌گیره.
شاید فقط کاش می‌دونستی…
من ازت دور نشدم.......
تو هنوز برای من یکی بودی… هنوز به محبت و مهربونیت ایمان دارم. هنوز خیلی از قشنگ‌ترین خاطره‌هام با توئه. اما بعضی زخم‌ها با دوست داشتن خوب نمی‌شن.
شاید یه روز بفهمی چقدر دوستت داشتم، وقتی دیگه اون آدمی که هر شب منتظر پیامت بود، وجود نداشته باشه.
و شاید تلخ‌ترین قسمت قصه این باشه که من هنوز دلم می‌خواد پیام بدی… ولی دارم خودمو آماده می‌کنم برای روزی که دیگه حتی منتظر پیامت هم نباشم.
اون روز، شاید برای اولین بار بفهمی که سکوت من از قهر نبود… آخرین تلاش من برای نجات خودم بود..
دیدگاه ها (۳۱)

آخرین جمعه تابستانی تون

@nphotography

.یاد بگیرید که بنشینید و مشاهده کنید

گاهی تغییر کردن درد دارد؛چون باید از چیزی که به آن عادت کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط