خدا یا خسته ام از این زمونه

خدا یا خسته ام از این زمونه
از این دوری از این رسم زمونه
خدایا من چرا این گونه تنهام
خدا یا بس نبود اشک ها و غم هام
که بازم غم می باره بر دل من
که باز اشک می شینه بر دل من
دگر بس است دوری از دل یار
بیا پیشم که هستی واسم غمخوار
نگارم عشق شیرینم کجایی
کجایی تا که این دل بی قراری
به پایان آورد آروم بگیرد
که بی غم ساعتی آروم نشیند
به دل گویم که امروز می روم باز
به پیش عشق شیرینم که آغاز
که آغاز نشود باز اشک چشمم
که بی غم ساعتی آروم نشینم
ولی بازم دلم باز بی قراره
ز عشق دیدن یار بی قراره
خدا یا پویا باز بی قراره
ببین این دل اصلا صبری نداره





بچه ها این شعر را امروز ساعت18:35 گفتم اگه مشکلی داره بهم اطلاع بدین ممنون.
دیدگاه ها (۱۴)

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

#لینو#استری_کیدزنوزاد کوچولو همینطور که خنده ای بزرگ بر لب د...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

ورق بزنید.....

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

🌙✨🤍 قربون اون خدایی... 🤍✨🌙🥹🤲🏻 خدایی که با من مهربونی می‌کنه....

سناریو بلولاک/قفل آبی

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط