Part 15

Part 15

جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا کجاست و میرم میبینمش الان عذاب وجدان دارم اما نونا ازم خواست که به کوک نگم که کجاست پس منم نمیگم
<ویو نامجون>
یهو دیدم جیهوپ از اتاقش زد بیرون و از خونه رفت سوار ماشینش شد... یعنی کجا میخواست بره؟
<ویو جیهوپ>
اره میخواستم برم پیش نونا گفت برم دنبالش... میخوام... میخوام بهش اعتراف کنم... که دوسش دارم... ولی ولی کوک... دوست دارم با کوک ازدواج کنه فقط میخوام اون خوشبخت باشه
<ویو نامجون>
اینم نگفتم که کوک تو این مدت یه دوست دختر داشت که واسه این باهم بودن که کوک با پدر اون دختره تو شراکت بود وگرنه اصلا دختره رو نمی‌خواست ازش متنفر بود... چون کوک کوک پولدار بود فقط واسه پولش میخوادش چون میخواد از کره بره دختره آلبانیاییه خوشگله اما هر روز زیر یه پسره این خیلی بده کوک اینو میدونه اما با پدر دختره تو رو درواسیه... خب راستش عروسی منم 1 هفته دیگس میخوام نونا رو دعوت کنم ولی آخه اون دختره لونا «دوست دختر کوک» هم اونجاس...
دیدگاه ها (۰)

Part 16<ویو جیهوپ>امروز میخواستم برم نونا رو ببینم دلم براش ...

Part 17جیهوپ:یعنی تو دیگه کوک رو دوست نداری؟؟نونا:معلومه دیگ...

Part 14کوک:اگه... اگه با یه نفر دیگه باشه اول پسره رو میکشم ...

واییی سسررر ایننن نمیدونیننن چجوورری عرررر زدمممم😭😭😭😭#LOCKY

Part 18بازم اینان نامجون همیشه اینا رو دست به سر می‌کرد ولی ...

#چرا- من PART,-5کوک آره ولی خیلی آبجی خوشگلی داری ته کوک چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط