dark love

پارت ۲۲

ویو ات

وقتی حالم بهتر شد گوشیم زنگ خورد دیدم ناشناسه جواب دادم

دکتر: سلام شما لی دایانا رو میشناسید؟

ات: بله چیزی شده

دکتر: بله ایشون همین حالا متاسفانه فوت کرده...

ات: چیییی؟ وایییی خدااا (گریه) مرسی خبر دادید

دکتر.: خواهش میکنم غم اخروتون باشه

پایان تماس

ات:(گریه) کوک اون بهترین دوستم بووووود

کوک: میدونم اروم باش

خلاصه اون روز گذشت و حالا ات بچه اش رو ۵ ماهه حامله است و امروز قراره با کوک بره تا جنسیت بچه رو بفهمن

کوک: ات اماده ای؟

ات: اره باید لباس هم بخریم همه کوچیک شده

کوک: باشه لباس هم میخریم...

ات: بریم

رسیدن بیمارستان

دکتر: تبریک میگم بچه تون دختره...

کوک: واییی من عاشق این بودم که دختر داشته باشم

ات: منم(با گریه)

کوک: چرا گریه میکنی؟

ات: می... میشه اسم دایانا رو روش بذاریم؟

کوک: البته..

ات: گریه شدید

کوک: بسه دیگه باید چشن بگیریم بچه مون دختره

ات: باشه....
اشک هاشو پاک کرد و به سمت مرکز خرید رفتن
دیدگاه ها (۳)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

انتقام سخت Part: 4ات: لطفاجونگ کوک: به نفعت هس همکاری کنی وی...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

چند پارتی درخواستی

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط